محمد بن حسين رازي
42
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )
عبد المطلب او را گفت : تو كيستى ؟ [ 577 ر ] گفت : من محمد بن عبد اللّه بن عبد المطلب . عبد المطلب گفت : روح من فداى تو باد ، من جد توام عبد المطلب . پس او را بر پيش خود نشاند بر زمين و با مكه آورد . قريش ايمن شدند بعد از ايمن شدن مردم . عبد المطلب مرا با جملى نيكو بازگردانيد ، با منزل خود رفتم با خير و نعمتى كه صفت آن نتوانم كرد . و بعد از آن عبد المطلب رسول را صلى اللّه عليه و آله مىداشت تا وقت آنكه وفات عبد المطلب نزديك رسيد و يقين شد به موت .