لسان الملك سپهر
1776
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
كار كردند . و آن حضرت و جماعتى كه خدمتش را ملازمت داشتند كم گوى و با وقار و با هيبت و كم خنده و بسيار تبسّم و بشاش و گشاده روى و نادره گوى بودند ، كافه مردم محفوف به رحمت و شفقت او مىزيستند چنان كه خداى فرمايد : وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ . « 1 » عايشه گويد : خلق آن حضرت قرآن بود . يعنى : بيرون احكام قرآن هيچ كار نمىكرد . مع القصه هرگز هيچ كس را از صحابه و خدمه آزرده نمىساخت ، و هيچ كس او را نخواند كه لبيك بازنداد ، و در هر سخن و هر حديث با اصحاب موافقت مىنمود . عايشه گويد : در خانهء ما مانند يك تن از خادمان كار مىكرد و تقديم خدمات خانه مىفرمود چندانكه جاروب همىكرد و جامهء خود همىدوخت و نعل را در پى زد و شتر را آب داد و گوسفند بدوشيد و خادم را در هر خدمت مدد كرد و با او اكل و شرب فرمود و بضاعت خود را از بازار به خانهء خويشتن حمل مىداد . و انس بن مالك گويد : ده ( 10 ) سال در سفر و حضر خدمت پيغمبر داشتم هرگز ناكردنى را نفرمود چرا كردى ؟ و كردنى را نفرمود چرا گذاشتى ؟ و همواره قصور و تقصير را معفو داشت . وقتى مردمان در سراى آن حضرت چندان انجمن شد كه جرير بن عبد اللّه بجلى از بيرون خانه بر زمين نشست ، پيغمبر رداى خود را درهم پيچيد و به سوى او افكند ، و فرمود : بگستر و بنشين . عبد اللّه ردا را ببوسيد و بر چشم گذاشت . و كان صلّى اللّه عليه و آله شريف الهمّة ، لطيف الفطنة ، جميل العشيرة دليل الأدلّة حبيب الفقراء تقىّ الاتقياء ، لبيب الالبّاء ، طويل الحزن عظيم الرّجاء دائم الذّكر قليل الاذى ليّن الجانب كريم الوفاء ، كاتم السّرّ ، أمين السّباء ألوف حليم ودود صوّام النّهار خاشعا منيبا ، قوّام اللّيل ، خاضعا قريبا راغبا فى الخيرات متّصفا رغيبا زاهدا فى السّرّ بين أهله غريبا . شكر نعمت گفتى اگر چه اندك بودى ؛ و بر مشقت صبر كردى اگر چه بسيار بودى ؛ و هرگز سه روز از پى يكديگر از نان بىخورش سير نخوردى و بسيار شب
--> ( 1 ) . سوره انبياء ، آيه 107 : تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم .