لسان الملك سپهر
2293
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
قال : الثّيّب يعرب عنها لسانها ، و البكر تستأمر فى نفسها : زن ثيّب در طلب ترويج سخن خويش بگويد ، و باكره چون شرمناك بود بدانچه در خاطر دارد حوالت كند . كتب لوائل بن حجر الحضرميّ و لقومه : من محمّد رسول اللّه إلى الأقيال « 1 » العباهلة من أهل حضرموت بإقام الصّلاة و إيتاء الزّكاة : على التّيعة « 2 » شاة و التيمة « 3 » لصاحبها ، و في السّيوب « 4 » الخمس ، و لا خلاة « 5 » و لا وراط « 6 » و لا شناق « 7 » و لا شغار « 8 » ، و من أحبا فقد أربى . قال : من تعزّى بعزاء الجاهليّة ، فاعضّوه بهن أبيه و لا تكنوه . قال : ثلث من أمر الجاهليّة : الطّعن فى الانساب ، و النّياحة ، و الانواء . قال : لا يدخل الجنّة عبد لا يأمن جاره بوائقه . [ بندهاى كه همسايه از شرش در امان نباشد به بهشت نمىرود ] . خير المال سكّة مأبورة « 9 » ، و فرس مأمورة . لا ترفع عصاك عن أهلك .
--> - به استخوانهاى پهلو و مىگزد آن را . پيغمبر ( ص ) به خاطر رد اين توهم فرمود : « لا صفر » ( س ، ب ) . ( 1 ) . اقيال : پادشاهان يمن ، الاقيال العباهله : پادشاهان حمير كه در اسلام هم بر ملك خود باقى بودند . ( 2 ) . تيعة : چهل عدد از گوسفند ، يا كمترين مقدار از حيوان كه زكات در او واجب مىباشد ، مثل پنج نفر از شتر كه در او يك شاة واجب است و 40 عدد گوسفند كه در آن نيز شاتى اخراج مىشود ( ب ) . ( 3 ) . تيمه : گوسفندان زايد بر چهل ( 40 ) عدد تا اينكه به نصاب بعدى برسد . ( 4 ) . السيوب : مالى كه در زمين پنهان شود ، گنج . ( 5 ) . خلاة : اين است كه شخص مثلا شتران خود را با شتر ديگرى مخلوط كند تا اينكه در مقام اخراج زكات مصدق ، زكات هر دو از آن كس بگيرد پس او رجوع آرد بر شريك خود على السّويه ( ب ) . ( 6 ) . وراط : مكر و فريفتن ، وراط در صدقه جمع كردن شتران متفرّق و پراكنده كردن گله يا پنهان داشتن مواشى خود در مواشى ديگران است تا امر بر مصدق مشتبه گردد ( ب ) . ( 7 ) . شناق : چيزى است از ميان دو قريضه مثل چهار شتر ميان پنج و ده ( س ) . ( 8 ) . شغار : نكاح جاهليت است و طريقهء آن اين بود كه مردى زنى را كه در تحت ولايت او بود به نكاح مردى ديگر درمىآورد به شرط اين كه آن مرد هم نسبت به او مثل همين عمل را انجام دهد بدون مهر و صداق و در حقيقت صداق اين نكاح همان معاملهء به مثل مىباشد ( ب ) . ( 9 ) . سكة مأبورة : رسته خرما بنان نشانده شده كه تلقيح شده باشند .