لسان الملك سپهر

2247

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

يذهب الصّالحون أسلافا : الأوّل فالأوّل حتّى لا يبقى حثالة « 1 » ، إلّا كحثالة التّمر و الشّعير لا يبالي اللّه بهم . مردم نيكو يك از پى ديگر درگذرند ، و جز بدان بجاى نمانند ، چنان كه از خرما جز خستو و از جو غير از سبوس بجاى نماند ، و خداى را باكى نباشد . يبصر احدكم القذر فى عين اخيه ، و يدع الجذع فى عينه : نگرانند هر يك از شما پليدى را در چشم برادر خود ، و ناديده مىانگارند درخت را در چشم خويش . كبرت خيانة أن تحدّث أخاك حديثا ، هو لك به مصدّق ، و أنت له كاذب [ خيانتى بزرگ است كه به برادر خويش سخنى گوئى كه راستگويت شمارد و تو دروغگو باشى ] . طوبى لمن شغله عيبه عن عيوب النّاس ، و أنفق من مال اكتسبه من غير معصية ، و خالط أهل الفضل و الحكمة ، و جانب أهل الذّلّ و المعصية [ خوشا آنكه عيوبش او را از عيوب مردم مشغول دارد و از مالى كه بدون معصيت به دست آورده انفاق كند و با اهل دانش و جود بياميزد و از اهل ذلّت و معصيت دورى كند ] . طوبى لمن ذلّ في نفسه ، و حسنت خليقته ، و أنفق الفضل من ماله ، و أمسك الفضل من قوله ، و وسّع السّنّة ، و لم يعدها إلى بدعة [ خوشا آنكه در پيش خويش خوار است و خوى او نيك است و فزونى مال خويش ببخشد و فزونى گفتار خويش نگه دارد و پيرو سنّت باشد و از سنّت به بدعت نرود ] . جماع الخير خشية اللّه ، جدّدوا السّفينة ، فإنّ البحر عميق ، جدّدوا الاستعداد فإنّ الطّريق سحيق . « 2 » تجديد كنيد كشتى را كه دريا بىپاياب « 3 » است ، و تجديد كنيد زاد و راحله را كه راه دور است - كنايت از آنكه روز تا روز ساخته سفر آخرت باشيد - . جاهدوا اهواءكم ، تملكوا انفسكم [ با هوس‌هاى خود مبارزه كنيد تا بر نفس خود تسلط يابيد ] . جاء الموت فلا ينفعكم ، الّا ما قدّمتموه من خير . جاهدوا انفسكم بقلّة الطّعام و الشّراب ، تظلّلكم الملئكة و ينفر منكم الشّيطان . جعل اللّه مكارم الاخلاق صلة بينه و

--> ( 1 ) . هثاله : هر چيز بد را گويند . ( 2 ) . سحيق : مكان دور ، جاى دور . ( 3 ) . پاياب : آبى را گويند كه پاى بر زمين آن برسد و از آنجا پياده توان گذشت ، و نيز ته حوض و دريا را گويند .