لسان الملك سپهر

2131

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

يا علىّ من منع قيراطا من زكات ماله فليس بمؤمن ، و لا بمسلم و لا كرامة : هر كس يك قيراط از زكات مال خود نگاه دارد بيرون حوزه ايمان و اسلام است . يا عليّ تارك الزّكاة يسئل اللّه الرّجعة إلى الدّنيا . و ذالك قول اللّه عزّ و جلّ : حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ « 1 » الآية . هر كس كه ترك زكات گيرد از پس مرگ از خداى بخواهد تا او را به دنيا رجعت دهد تا كار به فرمان كند چنان كه خداوند در قرآن فرمايد . يا علي تارك الحجّ و هو مستطيع كافر . يقول اللّه تبارك و تعالى وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا ، وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ « 2 » . هر كه به شرط استطاعت ترك زيارت مكه گيرد كافر باشد ، چنان كه بدين آيت مبارك انهاء فرموده . يا عليّ من سوّف الحجّ حتّى يموت ، بعثه اللّه عزّ و جلّ يوم القيمة يهوديّا أو نصرانيّا . آن كس كه به شرط استطاعت زيارت مكه را به مماطله تسويف « 3 » دهد چندان كه وداع جهان گويد خداوندش در قيامت برانگيزاند ، به دين جهودان و اگر نه نصارى . يا علىّ الصّدقة تردّ القضاء الّذى قد ابرم ابراما : صدقه كردن قضاى بد را بگرداند اگر چه محكم باشد . يا علىّ صلة الرّحم يزيد فى العمر : مراعات صلهء ارحام زندگانى را فزونى دهد . يا عليّ افتتح بالملح ، و اختثم بالملح ، فإنّ فيه شفاء من اثنين و سبعين داء : در بدايت و نهايت خوردنى دهان را به طعم نمك بهره مىدهد كه هفتاد و دو درد را شفا باشد . يا علىّ لو قد قمت على المقام المحمود لشفّعت فى ابى و عمّى و امّى و اخ كان لى فى الجاهليّة : گاهى كه بر مقام محمود بايستم ، شفاعت كنم پدر و عم و مادرم و برادرم را كه از براى من در جاهليّت بودند .

--> ( 1 ) . سورهء مؤمنون ، آيه 99 : تا چون يكى از ايشان را مرگ بيايد ، گويد : پروردگار من ! مرا [ به دنيا ] بازگردانيد . ( 2 ) . سورهء آل عمران ، آيه 97 : و فرض است بر مردم كه حجّ خانهء خدا [ كعبه ] بر آن كس كه استطاعت اين راه دارد و به سوى آن [ تواند رفت ] و هر كس كه كافر شد پس به يقين خدا از جهانيان بىنياز است . ( 3 ) . تسويف : تأخير كردن ، مماطله كردن .