لسان الملك سپهر

2129

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

جاى خسف سفيانى است و زمين ذات الصّلاصل « 1 » كه نيز خسف خواهد شد ، و در كوه ضجنان « 2 » كه همچنان از اماكن مغضوبه است . يا علىّ كلّ من البيض ما اختلف طرفاه ، و من السّمك ما كان له قشر و من الطّير ما دفّ ، و اترك منه ما صفّ و كل من طير الماء ما كانت له قانصة او صيصية : از بيضه طيور آنچه از هر دو سوى يكسان نيست ، و از ماهى آنچه را فلس باشد ، و از مرغان آن را كه در طيران بال بر هم زند نه آنكه بر صف « 3 » رود ، و از مرغان دريائى آن را كه چينه‌دان بود يا خار پس پاى باشد اجازت اكل باشد . يا علىّ كلّ ذى ناب من السّباع ؛ و مخلب من الطّير فحرام لا تأكله . از جانوران آن را كه دندان ناب « 4 » بود . و از پرندگان آن را كه مخلب « 5 » شكارى باشد حرام است . يا علىّ لا قطع فى ثمر و لا كثر : روا نيست درخت بارآور و شحم نخله « 6 » را قطع كردن و سودش را نابود ساختن . يا عليّ ليس على زان عقر ، و لا حدّ في التّعريض ، و لا شفاعة في حدّ ، و لا يمين في قطيعة رحم ، و لا يمين لولد مع والده ، و لا لامرأة مع زوجها ، و لا لعبد مع مولاه ، و لا صمت يوم إلى اللّيل ، و لا وصال في صيام و لا تعرّب بعد هجرة : نيست بر زانى براى زانيه كابينى ، و حد واجب بر آن كس كه كسى را به كنايت بد گويد ، و در اجراى حدود هيچ شفاعتى پذيرفته نيست ، و كس نتواند به قطع صله رحم سوگند ياد كرد و هيچ پسرى بىاجازت پدر و هيچ زن بىاذن شوهر ، و هيچ بنده‌اى بىرخصت مولى نتواند سوگند ياد كرد و روا نيست خاموشى در تمام روز ، و وصل كردن روزه را به روزهء ديگر ، و روا نيست بعد از هجرت به بلاد اسلام طريق بلاد كفر گرفتن و در آنجا اقامت كردن . يا علىّ لا يقتل والد بولده . هيچ پدرى را به خون پسر مقتول نسازند .

--> ( 1 ) . ذات الصّلاصل : موضعى است كه غزوه ذات السّلاسل در آن واقع شده است . ( 2 ) . ضجنان : نام كوهى است نزديك مكه . ( 3 ) . صف : حركت ندادن بال در موقع پرواز البته مقصود آن است كه بيشتر پروازش چنين باشد ، و الّا پرواز بدون حركت بال ممكن نيست . ( 4 ) . ناب : در عربى چهار دندان پيش درندگان و بهائم و چهار دندان بزرگ حيوانات باشد . ( 5 ) . مخلب : چنگال مرغان صيدكننده . ( 6 ) . شحم نخله : پيهى است كه در وسط خرما بن است .