لسان الملك سپهر
2066
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
بهشت است ، جز پيغمبر و وصىّ او نمىخورد . صد و چهل و دويم : به روايت عامه و خاصّه از انس بن مالك حديث كنند كه يك روز رسول خدا سوار شد و به كوهى صعود داد و مرا فرمود : اشتر مرا ببر به فلان موضع كه على نشسته و با حبّات ريگ تسبيح كند ، او را سوار كن و حاضر ساز . چون او را حاضر كردم گفت : السّلام عليك يا رسول اللّه . فرمود : عليك السّلام يا ابا الحسن بنشين كه هم اينجا هفتاد ( 70 ) پيغمبر نشسته و من از همه بهترم و به جاى هر يك برادر او نشسته و تو از همه بهترى . در اين وقت ابرى فرود شد و پيغمبر دست فرا برد و خوشه انگورى بگرفت و پيش نهاد و گفت : بخور اى برادر من كه اين هديهاى است از خدا به سوى من و تو . انس گفت : يا رسول اللّه على برادر توست ؟ فرمود : خداوند در زير عرش سه هزار سال قبل از آدم آبى آفريد و در مرواريد سبز جاى داد ، و چو آدم را خلق كرد در صلب او جارى ساخت و پيوسته از صلبى به صلبى انتقال داد تا به عبد المطّلب رسيد ، آنگاه دو نيمه ساخت نيمى در صلب عبد اللّه و نيمى در صلب ابو طالب و من از يك نيمه و على از نيم ديگر است ، پس على برادر من است در دنيا و آخرت ، و خداى بدين اشارت كرده : وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ كانَ رَبُّكَ قَدِيراً « 1 » . و هم انس گويد كه از آن ابر خوردنى و آشاميدنى گرفتند ، و پيغمبر فرمود : از اين ابر سيصد و سيزده ( 313 ) پيغمبر و سيصد و سيزده ( 313 ) وصى پيغمبر خوردنى گرفتهاند و خوردهاند ؛ و من از همهء اينها نزد خداى گرامىترم ؛ و على ، از همهء اوصيا گرامىتر است . صد و چهل و سيم : يك روز ابو طالب عرض كرد اى برادر زاده به معجزه مىخواهم آن درخت را بخوانى . پيغمبر درخت را بخواند ، پيش آمد و سجده كرد . ابو طالب گفت : گواهى مىدهم كه تو راستگوئى يا على در پهلوى پسر عمّت نماز كن . صد و چهل و چهارم : چون اين آيت فرود شد : ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً « 2 » . چند كس از يهود گفتند : تو مىگوئى سنگ از دل ما نرمتر
--> ( 1 ) . سورهء فرقان ، آيه 54 : و او كسى است كه آدمى را از آب آفريد ، پس او را نسبى و پيوندى قرار داد و پروردگار تو تواناست . ( 2 ) . سورهء بقره ، آيه 74 : سپس دلهاى شما بعد از آن مانند سنگ سخت شد يا سختتر از آن .