لسان الملك سپهر

2049

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

خانه اندر است اگر خواهى تنبيه كن . برخاست و گفت : الصّلاة يا رسول اللّه . لختى خاموش شد و ديگر باره اين كلمه اعادت كرد ، رسول خداى غضبناك بيرون شد و با چوبى كه در دست داشت او را ادب كرد و بعد از نماز ابرى كه در آسمان بود گشاده گشت آفتاب را در جاى خود نگريستيم ، آنگاه پيغمبر فرمود : سليمان بن داود كار دنيا همىكرد و خداى آفتاب از بهر او بازتافت ، و من آن هنگام به نماز بودم خداى از آن بزرگتر است كه آفتاب را درگذراند تا وقت من بگذرد ، و از آن پس روى با اعرابى كرد كه آن ضرب را قصاص كن . گفت : نكنم . فرمود : مرا ببخش . عرض كرد : خود محتاج‌ترم ، پس آن را به يك شتر بخريد و فرمود : العدل من ربّكم . هفتاد و هفتم : جعيل بن اشجعى گويد : كه اسبى لاغر داشتم پيغمبر تازيانه بر فتراك « 1 » آن فرود آورد و فرمود : اللّهمّ بارك له فيها آن اسب چنان شد كه دوازده هزار ( 12000 ) درهم از نسل او سود بردم . هفتاد و هشتم : در يكى از غزوات ناقهء پيغمبر ياوه « 2 » شد ، خداى را بخواند تا گردبادى آن ناقه را فرو گرفته و او را تا حضرت پيغمبر بتاخت . هفتاد و نهم : رسول خداى يك روز دست مبارك بر سر حنظلة بن حنفيه آورد و فرمود : بارك اللّه فيك از آن پس اگر روى كسى يا پستان گوسفندى آماسيده شدى ، حنظله بر دست خود بدميدى و بر سر خود نهادى و گفتى : بسم اللّه على اثر يد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و دست بر موضع نهادى و آن وجع و ورم برخاستى . هشتادم : شخصى با دست چپ غذا همىخورد ، پيغمبر فرمود : با دست راست همىخور . از در كذب گفت : با دست راست نتوانم خورد . و از آن پس دست راست او به دهان او نرسيد . هشتاد و يكم : ابو هريره از رنج نسيان شكايت به حضرت رسول آورد ، فرمود : رداى خود را گسترده كن ، چنان كرد . پيغمبر دست فرا برد و يك بار و دو بار يا سه بار چيزى از هوا بگرفت و در روى او افكند و فرمود : فراهم گير و بر سينه برچفسان . چنان كرد ، ديگر رنج فراموشى نديد . هشتاد و دويم : ابو هريره در حضرت رسول معروض داشت : كه مادر من مشرك

--> ( 1 ) . فتراك : تسمه و دوالى كه از پس و پيش زين است . ( 2 ) . ياوه شدن : به معنى گم شدن است .