لسان الملك سپهر
2005
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
نداشت و از ساير اولاد بماند . بعد از وفات ابو طالب جبرئيل بر پيغمبر فرود شد . فقال : إنّ اللّه يقرئك السّلام و يقول لك أخرج من مكّة فقد مات ناصرك « 1 » . و چون ابو طالب وفات كرد و او را بر سرير جاى دادند پيغمبر بر سر او حاضر شد و قال : وصلت رحمك ، و جزيت خيرا يا عمّ ، و لقد ربّيت و كفلت صغيرا و وازرت و نصرت كبيرا ، أما و اللّه لأشفعنّ لعمّي شفاعة يعجب لها أهل الثّقلين . يعنى : سوگند با خداى شفاعتى از براى عمّم ابو طالب خواهم كرد كه اهل مشرق و مغرب در عجب شوند - و ما قصهء وفات ابو طالب را در جلد دويم ناسخ التواريخ به شرحنگار دادهايم - . سيم : از اعمام پيغمبر كه اولاد آورد : عباس بود مكنّى به ابى الفضل است ، در يوم بدر ايمان آورد . او را نه ( 9 ) پسر بود و سه ( 3 ) دختر . اما پسران : عبد اللّه و عبيد اللّه و فضل و قثم و معبد و عبد الرّحيم ، اين شش ( 6 ) پسر و يك دختر كه ام حبيب باشد از يك مادر بودند ، و مادر ايشان لبابه بنت فضل بن الحارث الهلاليه بود ، و او خواهر است با ميمونه زوجه پيغمبر ، و سه ( 3 ) پسر ديگر كه : تمام و كثير و حارث باشد با دو دختر كه آمنه و صفيّه است از زنان ديگر داشت . چهارم : از اعمام پيغمبر كه اولاد آورد ابو لهب بود ، و او سه ( 3 ) پسر داشت : عتبه و عتيبه و معتّب و مادر ايشان امّ جميل خواهر ابو سفيان بن حرب است كه حمّالة الحطب باشد . [ عمّات رسول خداى ] و رسول خدا را شش ( 6 ) عمّه بود از مادرهاى متفرقه . اول : اميمه ، دويم : امّ حكيمه ، سيم : برّه ، چهارم : عاتكه ، پنجم : صفيه ، ششم : اروى . اميمه زوجهء حجش بن رباب الأسدى بوده . و امّ حكيمه « و هى البيضاء » زوجهء كريز بن ربيعة بن حبيب بن عبد شمس بود .
--> ( 1 ) . يعنى : خداوند سلام مىرساند ، و مىفرمايد : كه بايد از مكه خارج شوى به علت آنكه يار و پشتيبان تو دار فانى را وداع گفت .