لسان الملك سپهر
1952
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
اجازت حاصل كرد و او در پيشگاه عمرو بن حارث حاضر شد و نابغه را از جانب يمين پادشاه و علقمه را از طرف يسار نگريست ، عمرو چون حسان را ديدار كرد فرمود : يا بن فريعه تو را نيك شناختم نيكو آن است كه بىآنكه شعر خويش را بر من قرائت كنى ، صلهء شعر را از من مأخوذ دارى و طريق مراجعت سپارى ؛ زيرا كه از اين دو شيخ چيره زبان كه بر يمين و شمال من جاى دارند بر تو مىترسم ، همانا تو را فضيحت خواهند كرد ، و فضيحت تو مرا زيانى باشد و تو آن نيستى كه با چنين اشعار آغاز گفتار توانى كرد و اين شعر بخواند : رقاق النّعال طيّب حجراتهم * يحيّون بالرّيحان يوم السّباسب « 1 » حسان گفت : بىآنكه شعر خود را معروض دارم از اين حضرت بيرون نشوم . عمرو بن حارث گفت : اينك نابغه و علقمه به جاى اعمام تو شمرده مىشوند از ايشان رخصت بخواه اگر اجازت كنند روا باشد ، حسّان ايشان را به جان و سر سلطان سوگند داد و اجازت حاصل كرد و به انشاد اين قصيده ابتدا نمود : أ سئلت رسم الدّار أم لم تسئل * بين الجوابى « 2 » فالبضيع « 3 » فحومل « 4 » فالمرج مرج الصّفّرين « 5 » فجاسم * فديار سلمى درّسا لم تحلل دمن تعاقبها الرّياح دوارس * و المدجنات من السّماك الأعزل « 6 » دار لقوم قد أراهم مرّة * فوق الأعزّة عزّهم لم ينقل للّه درّ عصابة نادمتهم * يوما بجلّق « 7 » في الزّمان الأوّل يمشون في الحلل المضاعف نسجها * مشى الجمال إلى الجمال البزّل الضّاربون الكبش يبرق بيضه * ضربا يطيح له بنان المفصل و الخالطون فقيرهم بغنيّهم * و المنعمون على الفقير المرمل « 8 » اولاد جفنة حول قبر أبيهم * قبر ابن مارية الكريم المفضل
--> ( 1 ) . سباسب : نام يكى از اعياد عرب است . ( 2 ) . جوابى : قريهاى است در نواحى يمامه . ( 3 ) . بضيع : به تصغير كوهى است در شام . ( 4 ) . حومل : نام موضعى . ( 5 ) . مرج الصفر : مكانى است در دمشق . ( 6 ) . سمّاك الاعزل : نام ستارهء درخشان كه جلو او ستارهاى نيست و سمّاك الرامح ستارهء ديگر كه ستارهء كوچكى در جلو آن قرار دارد . ( 7 ) . جلّق به كسر اول و دوم با تشديد لام : نام دمشق يا غوطه دمشق كه پرآب و گياه است . ( 8 ) . ديوان حسان : على الضّعف المرمل ( ص 184 )