لسان الملك سپهر

1713

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

رسول اللّه گمان من اين است كه مىخواهى هم در آن روز كه از دفن من فراغت جستى با زنى ديگر در خانهء من بساط عرس گسترده فرمائى . رسول خداى تبسّمى كرد و فرمود : بل و انا وا رأساه كنايت از آنكه درد سر تو بهبودى پذيرد لكن صداع من دست از من بازنگيرد . بالجمله از آنجا به خانهء ميمونه مراجعت فرمود و عارضهء مرض فزونى گرفت و زنان پيغمبر در آنجا انجمن شدند و آن حضرت مىفرمود : اين انا غدا يعنى : من فردا كجا خواهم بود ؛ و اين سخن را تكرار همىداد و همىخواست در مدّت مرض در خانهء عايشه باشد . ازواج مطهرات اين معنى را فهم كرده بدان رضا دادند . و هم به روايتى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : در ايام مرض رعايت نوبت كردن و هر شبى در خانه‌اى به صبح آوردن صعب باشد اگر خواهيد در خانه عايشه باشم و همگان در آنجا مرا پرستارى كنيد . و نيز گفته‌اند كه : فاطمه عليها السّلام با زنان فرمود : كه بر پيغمبر مشكل است تا هر شب در خانه‌اى روز كند ، ايشان به خانهء عايشه رضا دادند ، و رسول خداى از خانهء ميمونه بيرون شد يك دست بر دوش على عليه السّلام و دست ديگر بر دوش عباس يا فضل بن عباس داشت « 1 » و پاى مبارك را بر زمين مىكشيد و بدين گونه تا خانهء عايشه آمد . و بعضى گفته‌اند كه : رسول خداى را در ردائى محفوف داشته هر شب به خانهء يك تن از زنان مىبردند و رعايت مساوات مىفرمود . گويند : ابو بكر به حضرت رسول آمده عرض كرد : كه اگر فرمان رود در مدت

--> ( 1 ) . طبرى گويد : عايشه گفت : پيامبر همچنان سر درد داشت و به نوبت پيش زنان خود بود تا در خانهء ميمونه درد سخت شد و زنان خويش را پيش خواند و از آنها موافقت خواست كه در خانهء من پرستارى شود ، آنها نيز موافقت كردند و پيمبر در ميان دو تن از كسان خود كه يكيشان فضل بن عباس بود و يك مرد ديگر برون آمد و پاهاى خود را به زمين مىكشيد و سر خويش را بسته بود و در خانهء من جاى گرفت . عبيد اللّه گويد : اين حديث را با ابن عباس گفتم ، گفت : مىدانى آن مرد ديگر كى بود ؟ گفتم : نه ، گفت : على بن ابى طالب بود ولى عايشه نمىتوانست دربارهء على خيرى به زبان آورد ( تاريخ طبرى ، ج 4 / 1315 - 1316 ) . در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد نيز مضمونى به همين روايت آمده است ( شرح ابن ابى الحديد ، ج 3 / 189 ) .