لسان الملك سپهر
1891
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
از اين آيت مكشوف افتاد كه هرگاه پيغمبر زنى را تزويج خواهد كرد و او خويشتن را بر پيغمبر هبه كند كه بر رسول خدا روا باشد و اين خاص پيغمبر است ، ديگر مردم را روا نباشد كه بىتعيين كابين زنى را ضجيع سازند ، و به روايتى زينب بنت جحش ، يا زينب بنت خزيمه ، يا زنى از بنى عامر نفس خود را بر پيغمبر هبه كرد . گروهى كه چنان ندانند كه ميمونه نفس خود را با پيغمبر هبه ساخت كابين او را چهار صد ( 400 ) درهم دانستهاند . بالجمله ميمونه گويد : وقتى من و پيغمبر هر دو حاجت به غسل داشتيم من از انائى آب برداشتم و غسل كردم مقدارى آب بماند ، آن حضرت از بقيهء آب غسل كرد ، عرض كردم : من از آنجا غسل كرده بودم فرمود : ليس على الماء جنابة . و هم از او حديث كنند كه شبى در نوبت او رسول خداى از خانه بيرون شد ميمونه برخاست و در ببست ، پيغمبر بازآمد و در بكوفت . ميمونه در نگشود ، رسول خداى او را سوگند داد كه در بگشاى ، عرض كرد : يا رسول اللّه نوبت من به خانهء زنان ديگر مىشوى ؟ فرمود : چنين نكردم به قضاى حاجت بيرون شدم . وفات ميمونه در سال پنجاه و يك ( 51 ) و به قولى استوارتر در شصت و يك ( 61 ) يا شصت و سه ( 63 ) ، و به روايتى شصت و شش ( 66 ) هجرى بود . بدين روايت آخر زنى كه از آن حضرت فوت شد ميمونه بود ، نه امّ سلمه و گويند : ابن عباس بر او نماز گزاشت و خواهرزادههاى او يزيد بن الاصم ، و عبد اللّه بن شداد بن الهاد در قبر او درآمدند و او را به خاك سپردند . از مرويّات او در كتب عامه هفتاد و شش ( 76 ) حديث است من جمله هفت ( 7 ) حديث متّفق عليه است در فرد بخارى دو ( 2 ) ، و در فرد مسلم پنج ( 5 ) ، و ديگر در كتب ديگر است . به اتّفاق علماى سير پيغمبر با اين يازده ( 11 ) زن زفاف فرمود خديجه عليها السلام و زينب بنت خزيمه در ايام حيات پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله از جهان بشدند ، و نه ( 9 ) تن بعد از آن حضرت وفات كردند .
--> - آن كسانى كه خدا ايشان را به غنيمت به تو داد و دختران عمو و دختران عمه و دختران دايى و دختران خالههايت كه با تو هجرت كردند و زن مؤمنى كه خويشتن را به پيامبر هبه كند اگر پيامبر بخواهد با وى نكاح كند [ بر وى حلال كرديم ] و اين خاص تو است نه [ ديگر ] مؤمنان .