لسان الملك سپهر

1875

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

بقيع به خاك سپردند و در قبر او قاسم و عبد اللّه و پسرهاى محمّد بن ابى بكر و عبد الرّحمن بن عبد الرّحمن بن ابى بكر و عبد اللّه و عروه پسرهاى زبير درآمدند . در حيات پيغمبر زنان آن حضرت دو گروه بودند ، عايشه و حفصه و سوده و صفيه اتّفاق داشتند ، و امّ سلمه و ديگر زوجات همداستان بودند . ذكر حال حفصه زوجهء چهارم پيغمبر ، حفصه دختر عمر بن الخطّاب است ، مادر او زينب دختر مظعون بن حبيب بن حبيب بن حذافه بود و حفصه نخست زوجه خنيس بن حذافة بن قيس سهمى بود و اين خنيس هجرت به حبشه نمود و حاضر جنگ بدر شد . و بعد از وقعه بدر و به روايتى بعد از جنگ احد وفات يافت . گويند : چون حفصه بىشوهر ماند عمر او را بر عثمان عرض كرد چه رقيه نيز نمانده بود . عثمان گفت : در اين كار تأمل كنم ، پس جواب گويم ، روز ديگر عمر را ديدار كرد و گفت : بر آن شدم كه حفصه را به شرط زنى نخواهم . عمر به حضرت رسول آمد و از عثمان شكايت آورد . پيغمبر فرمود : خداوند زنى بهتر از حفصه به عثمان دهاد و شوهرى بهتر از عثمان به دختر تو عطا فرمايد ، پس حفصه را پيغمبر به خواست و امّ كلثوم را به عثمان داد . و به روايتى عمر ، حفصه را بر ابو بكر عرض كرد و او خاموش بود . چون پيغمبر حفصه را بگرفت ابو بكر با عمر گفت : همانا از آن خموشى من برنجيدى ؟ گفت : چنين است . گفت : من دانسته بودم كه پيغمبر سخن از حفصه كرد از اين روى خاموش شدم و نخواستم كشف سرّ پيغمبر كنم ، لاجرم از تو پوشيده داشتم . وقتى پيغمبر حفصه را طلاق گفت : عمر خاك بر سر پراكند كه ديگر از بهر من چه مكانت بماند و چندان الحاح كرد كه پيغمبر رجوع فرمود . ولادت حفصه پنج سال قبل از بعثت بود و در سال چهل و يك ( 41 ) هجرى ، و به روايتى چهل و پنج ( 45 ) و نيز چهل و هفت ( 47 ) گفته‌اند از جهان برفت ، و مروان بن الحكم كه از قبل معاويه حاكم مدينه بود بر او نماز گزاشت و در بقيع مدفون ساخت ، و او ( 60 ) شصت‌ساله بود . علماى عامه شصت ( 60 ) حديث از او