لسان الملك سپهر
1819
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
زيارت آن خانه آيد و مقصودى جز زيارت نداشته باشد به تحقيق كه مرا زيارت كرده و مهمان من گشته و سزاوار به كرم من آن باشد كه او را به كرامت خود برسانم ، شرف و كمال و رفعت حال آن خانه را به پيغمبرى مفوّض سازم از فرزندان تو كه او را ابراهيم گويند ، قواعد آن خانه را به سبب او بلند گردانم كه بر دست او عمارت آن را راست آرم ، و چشمه زمزم را بر او ظاهر گردانم ، و حل و حرمت آن را به ميراث به دو دهم ، و مشاعر آن را به دست او آشكار سازم ، بعد از آن هر قرنى آن را آبادان نگاه دارند ، و در معمورى آن سعى نمايند تا منتهى شود نوبت به پيغمبرى از فرزندان تو كه او را محمّد گويند و خاتم پيغمبران باشد ، او را از ساكنان و واليان و حاجيان و ساقيان اين بيت گرامى كنم كه مرا جويد و از من چيزى خواهد ، بايد بداند كه من با آن جماعت كاليده « 1 » موى غبارآلوده ، وفاكننده به نذر خويش باشم . و در صحف ابراهيم است كه از سترات جلال او را چنين خطاب رفت كه : خواستارى ترا از بهر اسماعيل بپذيرفتم و او را مكرم داشتم و نسلش را بركت دادم ؛ از او پسرى بزرگوار آيد نام او محمّد صلّى اللّه عليه و آله برگزيده ، و برداشته من باشد ، با او وصيّتى مىفرستم تا او را برساند و او راست امّتى كه بهترين امم باشد . و در تورية خطاب به حقيقت جامعه محمديه كرده كه : اى پيغمبر نامى به درستى كه ما فرستاديم تو را در حالى كه گواهى و بشارت دهندهء بندگان را ، و ترسانندهء بدان را ، و پناهى امتان را ، تو بندهء من و رسول منى ، نام نهادم ترا متوكل ، آنگاه از خطاب به غيبت مىفرمايد : درشت گوى و درشتخوى و سنگدل و فرياد برآرنده در بازارها نمىباشد ، بدى را به بدى پاداش نكند ليكن عفو نمايد و اغماض كند ، خداى او را از دنيا نبرد تا زمانى كه به او راست شود ملتى كه كج شده باشد . بگويد : لا إله الا اللّه ، پس بگشايد به آن كلمه چشمهاى نابينا و گوشهاى ناشنوا و دلهاى در غلاف را . و در جاى ديگر از تورية مىفرمايد : محمّد بن عبد اللّه مولد او مكه و مهاجر او مدينه و ملك او شام باشد ، امّت او شكرگزاران باشند ، تكبير گويند در هر بلندى ، و حمد گويند در هر پستى ، ازار بندند بر انصاف خود ، و وضو سازند بر اطراف خود ، منادى و مؤذن ايشان ندا كند از خوف آسمان ، صفت ايشان در قتال و وصف ايشان
--> ( 1 ) . كاليده : به معنى درهم شده و آميخته و آشفته و ژوليده گرديده .