لسان الملك سپهر

1800

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

سفيد بپوشيد كه اطيب و اطهر است ، و اموات را سفيد كفن كنيد و از سرخ و زرد مردان را نهى مىفرمود و برد مخطّط به خطوط سرخ و سبز و زرد و سياه مىپوشيد و از جامهء سبز بشگفت مىآمد و چون جامهء نو پوشيدى آن را به نام تعيين كردى خواه عمّامه يا قميص يا ردا بودى و مىگفت : الحمد للّه الّذى كسانى ما أوارى به عورتى و أتجمّل به فى النّاس . و مىفرمود : هر كس جامه نو بپوشد بگويد : الحمد للّه الّذى كسانى هذا الثّوب و رزقنيه من غير حول منّى و لا قوّة . گناهان گذشته و آيندهء او آمرزيده شود . و بيشتر جامهء نو را در جمعه پوشيدى و ابتدا به ميامن كردى و در بيرون كردن ابتدا به مياسر نمودى و چون نو پوشيدى كهنه را به مسكين دادى و مىگفت : ما من مسلم يكسو مسلما من شمل لا يكسوه اللّه الّا فى ضمان اللّه و حزّره ما واراه حيّا و ميّتا . و عمّامه بر سر مىبست و علاقهء بين الكتفين مىگذاشت و گاه تحتك الحنك بر مىزد و گاه بىعلاقه مىبست و اكثر عمّامه بر طاقيه پيچيدى ، و گاه بىطاقيه بستى ، و گاه به طاقيه بىدستار اكتفا فرمودى ، و گاه دستار سياه بر سر مىبست ، چنان كه روز فتح مكه . و گويند دستار آن حضرت هفت ( 7 ) گز ، و در جمعه و عيد دوازده ( 12 ) گز بود و طاقيه سفيد شامى دراز داشت ، و ديگر طاقيه كه بر سر چفسيده مىشد و طاقيهء ديگر كه سر در گوش داشت ، گاهى در سفر بر سر مىگذاشت ، در حرارت هوا طيلسان مىافكند و چون طيلسان را وصف مىكردند مىفرمود : هذا ثوب لا يؤدّى شكره . و چون مسح روغن مىكرد قناعى « 1 » بر سر مىانداخت تا ديگر جامه‌ها دهن آلوده نشود . انس گويد : كان النّبىّ يكثر القناع كأنّ ثوبه ثوب زيّات . و آستين پيراهن تا ساعد ، و گاهى تا اطراف اصابع و مايل به فراخى بود و بلاى پيراهن و جامه و ازار تا نصف ساق ، و گاهى قريب به كعبتين بود . و طول رداى مبارك چهار گز و عرضش دو گز و نيم و به روايتى دو گز و يك بدست « 2 » بود . و بعضى از متأخرين حديث كرده‌اند كه طول ردا شش گز و عرضش سه گز و يك بدست و

--> ( 1 ) . قناع ، بزرگتر از مقنعه ، و مقنعه : چيزى كه زن بدان سر را بپوشاند ( س ) . ( 2 ) . بدست : لغت فارسى است به معنى شبر است ، بدست : يك وجب را گويند .