لسان الملك سپهر
1791
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
مىفرمود : در روز جمعه زمانى به غايت كوتاه است كه در آن ساعت دعاها مستجاب شود ، و در تعيين آن ساعت علما را يازده ( 11 ) قول است ، دو قول را استوارتر دانستهاند يكى از وقت قعود امام بر منبر تا انجام نماز ، دويم بعد از نماز عصر تا غروب آفتاب و اين راجحتر دانستهاند و نيز گفتهاند كه آن ساعت مبهم است در جميع روز جمعه تا داعى تمام روز را به دعا باشد . و ديگر پيغمبر در غزوه ذات الرّقاع و بطن نخله و عسفان و حديبيه نماز خوف گزاشته ، هر نوبت به نوعى چنان كه در كتب فقه مسطور است . و نماز عيد در مصلّى بيرون مدينه گزاشتى و نوبتى به سبب باران در مسجد گزاشت ، و بهترين جامهها در عيد پوشيدى و در عيد فطر پيش از بيرون شدن به مصلّى به چند خرما افطار مىكرد و عدد آن طاق بود ؛ و ديگر تا وقت مراجعت طعام نمىخورد . و در عيد قربان طعام نمىخورد تا بازمىشد و قربانى مىكرد . و از براى عيد غسل مىكرد ، و پياده به مصلّى مىرفت ، و نيمتيزهاى پيش روى او مىبردند و در راه تكبير مىگفت و در مصلّى نيم نيزه را برابر او نصب مىكردند چه مصلّى در آن زمان محرابى و ديوارى نداشت . و براى نماز عيد : اذان و اقامه ، و الصّلاة جامعه نبود ؛ بلكه به ورود مصلّى شروع در نماز مىكرد و در ركعت اول هفت تكبير پياپى مىگفت و در ميان هر دو تكبير ، زمانى لطيف خاموش مىبود ، و ذكرى در ميان تكبيرات عيد مروى نشده ، و چون از سجدهء ركعت دويم برخاستى شروع در تكبير كردى ، و پنج تكبير از پى هم گفتى آنگاه قرائت كردى . و بعد از فراغ از نماز در برابر مردم بايستادى و خطبه خواندى و افتتاح خطبه به حمد كردى ، نه به تكبير ؛ و اصحاب را اندرز گفتى ، و به صدقه امر كردى و زنان مدينه چون حاضر بودند خاصّه نزد ايشان رفتى و جداگانه وعظ گفتى . و نماز را در عيد فطر تأخير دادى ، و در اضحى تعجيل كردى به جهت قربانى . همانا دو گوسفند يا دو بز خصى ناكرده كه دستها و پاها و حوالى چشم آنها سياه بود و چون روى او را به سوى قبله كردى فرمودى : انّى وجّهت وجهى للّذى فطر السّماوات و الارض على ملّة ابراهيم حنيفا و ما أنا من المشركين انّ صلاتى ، و نسكى ، و محياى ، و مماتى للّه ربّ العالمين ، لا شريك له و بذلك أمرت و أنا من المسلمين . اللهمّ منك ، و لك عن محمّد و أمّته بسم اللّه و اللّه