لسان الملك سپهر
1243
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
امير كردى ؟ زيرا كه در حضرت رسول مانند جعفر كس لب از لا و نعم بسته داشت « 1 » و جز از بهر اطاعت نبود ، چنان كه علىّ مرتضى با آن قرابت و شجاعت و تمام منزلت و مكانت در حضرت رسول هميشه زبان از بيش و كم و لا و نعم بسته داشت . اين گونه جسارتها جز از ضعف دين و عدم يقين برنخيزد و معلوم توان داشت كه نخستين جعفر را امارت بوده است . همانا تحريف « 2 » در روايت چندان صعب نباشد ، چنان كه مردم شيعى و علماى سنّت و جماعت هر يك به راهى رفتهاند ؛ لكن شعر شعراى عرب را كه حاضر آن انجمن بودهاند تحريف دادن و منحول آوردن « 3 » صعب مىنمايد . حسّان بن ثابت در اين قصيده رعايت ترتيب امراى لشكر مؤته كرده است : تأوّبنى ليل بيثرب اعسر * و همّ اذا ما نوّم النّاس مسهر لذكرى حبيب هيجت ثمّ عبرة * سفوحا و أسباب البكاء التّذكر بلى انّ فقدان الحبيب بليّة * و كم من كريم يبتلى ثمّ يصبر فلا يبعدنّ اللّه قتلى تتابعوا * بموتة منهم ذو الجناحين جعفر و زيد و عبد اللّه حين تتابعوا * جميعا و اسباب المنيّة تخطر رأيت خيار المؤمنين تواردوا * شعوبا « 4 » و خلقا بعدهم يتأخّروا غداة غدوا بالمؤمنين يقودهم * الى الموت ميمون النّقيبة ازهر اغرّ كضوء البدر من آل هاشم * ابىّ اذا سيم الظّلامة اصعر فطاعن حتّى مات غير موسّد * بمعترك فيه القنا يتكسّر « 5 » فصار مع المستشهدين ثوابه * جنان و ملتفّ الحديقة اخضر و كنّا نرى فى جعفر من محمّد * وفاء و امرا حازما حين يؤمر « 6 » فما زال فى اسلام من آل هاشم * دعائم صدق لا ترام و مفخر هم جبل الاسلام و النّاس حولهم * رضام الى طود يطول و يقهر
--> ( 1 ) . انكار و اصرارى نداشت بلكه تسليم محض بود . ( 2 ) . تحريف : تغيير دادن كلمه يا جمله به سبب تقديم و تأخير يا دگرگون ساختن نقطه و حروف آن . ( 3 ) . منحول آوردن : گفتارى به غير را گوينده آن نسبت دادن . ( 4 ) . شعوب : به معنى مرگ است . ( 5 ) . نيزه زد تا مرد و دفن نشده در ميدان كه نيزه شكسته مىشود افتاد . ( 6 ) . جعفر را نسبت به اوامر پيغمبر وفادار و با احتياط مىبينم .