لسان الملك سپهر
1212
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
كه تا ناحيه ضريّه « 1 » كه قريب به نجد است ، تاختن برند و گروهى از بنى كلاب را كه در آن اراضى نشيمن دارند به كيش مسلمانى دعوت كنند و اگر سر برتابند كيفرى به سزا دهد ، سلمة بن الاكوع نيز به همراه أبو بكر بود . پس أبو بكر از مدينه بيرون شده كوه و دشت را به زير پى درنوشت « 2 » تا راه بدان گروه نزديك كرد . چون جماعت بنى كلاب از اين نورد و شتاب آگاه شدند اعداد جنگ كرده از پيش روى مسلمانان درآمدند و جنگ بپيوستند . مسلمانان در آن داروگير ظفرمند شدند ، گروهى را از اهل نجد به قتل آوردند و جماعتى را اسير گرفتند . ناگاه سلمة بن الاكوع چند تن را نگريست كه با اهل خويش به جانب جبلى مىگريخت ، بىتوانى از دنبال ايشان بشتافت و كمان بگرفت و تير به زه كرد ، آن جماعت در بيم شدند و تن به اسيرى در دادند . پس ايشان را براند . در ميانه زنى را اسير گرفت كه دخترى نيكوروى داشت . ايشان را به نزديك أبو بكر آورد . پس ابو قحافه آن دختر را به سلمة بن الاكوع بخشيد و سلمه او را به مدينه آورد و شب در سراى خويش بداشت ، لكن با او مضاجعت نفرمود . روز ديگر در بازار مدينه با رسول خداى ديدار كرد . پيغمبر فرمود : آن جاريه را به من بخش . سلمه عرض كرد : سوگند با خداى كه او را دوست مىدارم و هنوز از وى حظى نگرفتهام . روز ديگر نيز در بازار مدينه رسول خدايش اين سخن اعادت كرد . سلمه گفت : يا رسول اللّه از آن توست و او را به حضرت رسول فرستاد . پيغمبر او را گسيل مكه داشت تا خداى جمعى از مسلمانان را كه در مكه به اسيرى مىزيستند ، بدين سبب رهائى بخشيد . سريّه بشر بن سعد بر سر بنى مرّه و هم در اين سال رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله بشر بن سعد انصارى را با سى ( 30 ) تن از ابطال رجال فرمان داد كه تا اراضى فدك تاختن برده ، جمعى از مردم بنى مرّه را كه در
--> ( 1 ) . ضريّه : منزلى است بر سر راه حاجيانى كه از راه بصره به حج روند . ( 2 ) . نوشتن : درنورديدن و پيچيدن .