لسان الملك سپهر
1200
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
قصاص واجب نيايد . بالجمله رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دفع ضرر آن را حجامت « 1 » فرمود بر كاهل « 2 » خويش و ابو هند آن حضرت را حجامت كرد و سه كس از اصحاب كه مضغ آن لحم كردند و بلع ندادند فرمان داد تا حجامت سر كردند . آنگاه فرمود : آن گوشت را در گودى افكنده بسوختند و آن گودى را به خاك انباشته كردند . مع القصه بعد از فتح قلعهء قموص يك تن از جهودان به حضرت رسول آمد و گفت : اگر مرا امان دهى از براى فتح قلعهء ديگر كه انباشته از اموال كثير و آذوقه فراوان است ، تو را دلالت به چيزكى كنم . فرمود : ايمن باش . پس آن جهود جائى را بنمود و گفت : مجراى آب قلعه گيان از اين موضع است ، بفرماى تا زمين را حفر كنند و آب را از ايشان بگردانند . چون چنين كنى از تعب تشنگى در بگشايند . پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اين زينهار از تو بر نمىگيرم . همچنان در امان باش ، لكن ممكن است كه خداوند ما را از طريقى روشنتر و سهلتر نصرت دهد . روز ديگر هنگام بامداد بر استر خويش برنشست و لشكريان را از قفاى خود بازداشت و به جانب قلعه حمله برد ، و از آن سوى جهودان از بهر مدافعت جنبش كردند و با تير و سنگ مسلمين را همى دفع دادند ، بىآنكه در ميانه تنى خسته شود ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به پاى قلعه رسيد و به دست مبارك اشارتى كرد . در زمان ديوارهاى قلعه به زير آمد و مسلمانان را بىزحمت به ميان قلعه درآمدند و آن قلعه را نيز مسخر داشتند و هر مال و سبى كه يافتند با ديگر غنايم بر هم نهادند . اختيار پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله صفيّه را از جمله سبايا « 3 » صفيه دختر حىّ بن اخطب زوجه كنانة بن ابى الحقيق بود كه در قلعه قموص حكومت داشت . حديث كردهاند كه : بعد از فتح قلعه و أسر صفيه ، على مرتضى عليه السّلام او را به بلال سپرد تا به حضرت رسول برد . بلال او را بر قتلگاه يهود گذرانيد . صفيه از هول و هراس چنان بود كه گويى از هوش بيگانه مىرفت .
--> ( 1 ) . حجامت : خون گرفتن . ( 2 ) . كاهل : ميان دو شانه ( 3 ) . سبايا : اسيران