لسان الملك سپهر

1270

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

بامداد اين قصه به رسول خداى آورد فرمود : قريش را توان سركشى برفت و زمان خوشى برسيد ، زود باشد كه به قدم ضراعت از ما طلب رعايت كنند ؛ همانا شما جماعتى از ايشان را ديدار خواهيد كرد ، اگر ابو سفيان را معاينه كنيد ، تيغ بر وى مرانيد . آنگاه فرمان كرد تا ندا در دادند : كه هركه خواهد افطار كند و نيز گفته‌اند كه در منزل كديد روزه گشودند . ابن عباس گويد : رسول خداى در منزل عسفان قدحى آب برگرفت چنان كه مردم نگريستند و بياشاميد و از آن پس تا به مكه ديگر روزه نگرفت . جابر گويد : بعد از آنكه پيغمبر آب آشاميد معروض داشتند كه : بعضى از مردم روزه دارند دو كرّت فرمود : اولئك العصاة . بالجمله : چون كنار چاه ابو عقبه لشكرگاه شد پيغمبر فرمان كرد تا عرض سپاه دادند ، از جماعت مهاجر هفتصد ( 700 ) تن به شمار شد و ايشان را سيصد ( 300 ) اسب بود ، و از انصار چهار هزار ( 4000 ) مرد شمرده شد و ايشان را پانصد ( 500 ) سر اسب بود ، و از قبيلهء مزينه هزار ( 1000 ) تن مرد دلير برسيد و ايشان را صد ( 100 ) زره و صد ( 100 ) اسب بود ، و از مردم اسلم چهارصد ( 400 ) كس حاضر شد و ايشان را سى ( 30 ) سر اسب بود ، و از جماعت بنى عمرو بن كعب پانصد ( 500 ) تن به حساب رفت ، و آنگاه در منزل قديد « 1 » شدند و رايتى چند ببستند و بر قوّاد سپاه بخش فرمود ؛ و هم در اين منزل از قبيلهء بنى سليم هزار ( 1000 ) مرد نيزه‌دار پيوسته لشكرگاه گشت و بيشتر بر اسبان تازى سوار بودند ؛ و همچنان از قبايل ديگر مرد از پى مرد و سوار پس سوار در مىرسيد چندان‌كه ده هزار ( 10000 ) و به روايتى دوازده هزار ( 12000 ) مرد دلاور انجمن گشت . و در منزل صلصل ، زبير بن العوّام را با دويست ( 200 ) كس به رسم طليعه پيشرو سپاه ساخت . و از آن سوى چنان افتاد كه عباس بن عبد المطلب با اهل و عشيرت خويش از مكه هجرت فرمود و آهنگ مدينه داشت ، در بيوت سقيا « 2 » يا ذو الحليفه به حضرت

--> ( 1 ) . قديد : موضعى است نزديك مكه . ( 2 ) . سقيا : شهرى است به يمن و موضعى است در حره بنى سعد و دهى است از اعمال فرع ، و موضعى است نزديك وادى قرى ، و موضعى است ميان مدينه و وادى صفراء .