لسان الملك سپهر

1260

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

وقايع سال هشتم هجرى فتح مكه معظمه از آن روز كه ميان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و جماعت قريش در حديبيه كار مصالحت و مسالمت استوار شد ، از جمله به شرط بود كه با جار جانبين و حليف طرفين تعرّضى نشود . همانا قبيلهء بنى بكر و كنانه حليف قريش بودند و جماعت بنى خزاعه از حلفاى اصحاب رسول به شمار مىشد ؛ و ميان بنى بكر و بنى خزاعه رسم خصومت محكم بود . از آنگاه كه حديث بعثت رسول خداى مشتهر گشت و غزوات آن حضرت متواتر آمد ، از وقوع چنين خطب عظيم عرب را مجال آن نبود كه به كار خويش پردازند و از يكديگر كينهء خويش طلب كنند . بعد از صلح حديبيه قبائل را آسايشى به دست شد و ديگرباره مشغول خطرات خاطر خويش شدند . يك روز انس بن اثيم الدّئلى كه در شمار قبيله بنى بكر است شعرى چند در هجاى رسول خداى انشاء كرده در ميان انجمن انشاد مىكرد ، غلامى از بنى خزاعه اين بشنيد و او را از اين هذيان منع كرد و مفيد نيفتاد ، پس خشم كرده بر او دويد و سر و روى او را در هم شكست . مرد دئلى استغاثت بر بنى بكر برد ، مردم بنى نفاثه كه جماعتى از بنى بكرند در مقاتلت بنى خزاعه يك جهت شدند ؛ و هم از بنى مدلج « 1 » استمداد كردند . صناديد بنى مدلج اجابت اين امر را مقرون به صواب ندانستند ، و ملتمس ايشان را مقبول نداشتند ، لاجرم به نزديك قريش آمدند و مدد طلبيدند . كفار قريش پيمان پيغمبر را بشكستند و بنى بكر را به آلات حرب و ضرب يارى

--> ( 1 ) . بنى مدلج : قبيله‌اى از بنى كنانه است .