لسان الملك سپهر
651
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
رسول آمد و صورت حال را عرض كرد . آن حضرت فرمود : صدق است و بلال را بياموخت تا بدان امر قيام كرد ، و جبرئيل عليه السّلام نازل شده ، مثل آن كلمات به پيغمبر آورد . اما چون بلال بانگ برداشت ، عمر بن خطاب را كه مانند عبد اللّه در خواب نموده بودند ، آن بانگ بشنيد و بدويد و صورت خواب خويش را در حضرت رسول بنمود . پيغمبر فرمود : يا عمر قد سبقك بذلك الوحى « 1 » . و گويند هفت تن از صحابه مانند آن خواب ديده بودند و اينكه در شب معراج در كتاب اول ناسخ التواريخ ( مرقوم ) معلوم شد : رسول خدا كلمات اذان را از ملكى اصغا فرمود و در اين وقت به كار نبست و كار به شورى افكند ، از بهر آن بود كه از خداى حكم نشد كه اين كلمات را علامت اخبار نماز فرماى . اما علماى اثنىعشريه بر آنند ، كه كلمات اذان را جبرئيل عليه السّلام ، به حضرت رسول آورد ، در هنگامى كه سر مباركش در كنار امير المؤمنين على عليه السّلام بود ، چنان كه ابى عبد منصور بن حازم از ابى عبد اللّه جعفر الصّادق عليه السّلام آورده كه فرمود : لمّا هبط جبرئيل بالاذان على رسول اللّه ، و كان رأسه فى حجر علىّ عليه السّلام ، فأذّن جبرئيل و أقام . فلمّا انتبه رسول اللّه ، قال : يا علىّ سمعت ؟ قال : نعم ، يا رسول اللّه ! قال : حفظت . قال : نعم . قال ادع بلالا ، فعلّمه فدعا بلالا ، فعلّمه . بالجمله جعفر صادق عليه السّلام مىفرمايد كه : چون جبرئيل كلمات اذان را به رسول خداى آورد ، سر آن حضرت در كنار على عليه السّلام بود ، فرمود : يا على سخنان جبرئيل را شنيدى ؟ گفت : بلى ، فرمود : حفظ كردى ؟ عرض كرد : بلى ، فرمود : بلال را بخوان و او را تعليم كن و او چنان كرد . و كلمات اذان به روايت ابو بكر الحضرمى « 2 » و كليب الاسدى از ابى عبد اللّه عليه السّلام اين است : اللّه اكبر چهار نوبت اشهد ان لا إله الّا اللّه دو نوبت اشهد انّ محمّدا رسول اللّه دو نوبت حىّ على الصّلاة ، حىّ على الفلاح ، حىّ على خير العمل هر يك دو نوبت گفته شود . باز اللّه اكبر دو نوبت .
--> ( 1 ) . اى عمر ! وحى خدا بر تو پيشى گرفت . ( 2 ) . حضرمى : منسوب به شهر حضر موت