لسان الملك سپهر

631

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

آن زمين به صورت حصارى بود از دو يتيم خزرجى كه سهل و سهيل نام داشتند و پسران رافع بن عمرو بودند و اسعد بن زراره كفالت ايشان مىكرد . نزول پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به خانهء ابو ايوب در اين وقت اهل آن محلّت مجتمع شدند و هر كس آن حضرت را به سراى خويش دعوت مىنمود . خالد بن [ زيد بن ] كليب بن ثعلبة بن عبد عوف بن غنم بن مالك بن النّجار ؛ و به روايتى خالد بن زيد كه مكنّى به ابو ايّوب انصارى است ، پيش آمد و عرض كرد : كه خانهء من بدين جا از هر كس نزديكتر است و ديوار آن بدين حصار پيوسته است ؛ اگر اجازت رود ، رحل پيغمبر را به سراى خود برم . رسول خداى مسئول او را به اجابت مقرون داشت . « 1 » ابو ايّوب شاد شده ، رحل و بار آن حضرت را به سراى خود بود و ديگران عرض كردند كه ابو ايوب را از حمل رحل شرافتى به كمال حاصل شد ، چه باشد كه رسول خداى خويشتن به سراى ما درآيد . پيغمبر فرمود : المرء مع رحله همانا مرد با بار خويش به يك جاى فرود شود . پس ابو ايوب خانه خود را ساخته و پرداخته كرد و خوابگاهى بياراست و پس از لحظه‌اى حاضر شده آن حضرت را به سراى برد . مادر ابو ايوب كه از هر دو چشم نابينا بود به در سراى دويد و همى شادى كرد و گفت : كاش مرا بينندگان روشن بودى و سيّد خود را معاينه كردى . پيغمبر دست مبارك بر چشم او كشيد تا روشن گشت و كام دل از ديدار پيغمبر بگرفت . بالجمله نخستين در خانه‌هاى ابو ايوب منزل رسول خداى در اطاق‌هاى شيب بود و ابو ايوب در طبقات زبرين جاى داشت و از اين معنى ابو ايوب را در خاطر آمد كه ترك اولائى كرده باشد ، پس خواستار شده آن حضرت را در طبقه زبرين جاى داده خود به شيب آمد و هفت ماه آن حضرت در سراى وى بود [ أبو قيس ] صرمة بن أبى

--> ( 1 ) . خواهش او را پذيرفت .