لسان الملك سپهر
624
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
شعر نحن جوار من بنى النّجار * و حبّذا محمّد من جار و پيغمبر مىفرمود : خداى دانا است من شما را دوست دارم و عنان مركب خود را بگردانيد از جانب راست مدينه در محلهء قباميان قوم بنى عمرو بن عوف بر كلثوم بن الهدم فرود شد و او هنوز مسلمانى نداشت و غلامى بودش نام او نجيح ، بانگ درداد كه : يا نجيح اطعمنا رطبا چون پيغمبر اين بشنيد ، با ابو بكر فرمود : انجحت و انجحنا و اين كلمه را به فال نيك شمرد و نجيح از نخله امّ جردان رطبى نيكو حاضر ساخت و پيغمبر فرمود : اللّهمّ بارك فى امّ جردان و چون سعد بن خيثمه را زن و اهلى نبود ، مجلس اجتماع اصحاب و آمد و شد احباب را در خانهء او مقرّر داشت . و اين گرمگاه روز دوشنبه دوازدهم شهر ربيع الاول سال سيزدهم بعثت بود . و گروهى اول ماه و جماعتى يازدهم و جمعى سيزدهم نيز گفتهاند و ابو بكر در محله سنح « 1 » بر حبيب بن يساف يا خارجة بن زيد نزول كرد . [ منازل عرض راه عبور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ] منازل رسول خداى را از غار تا مدينه بدين گونه شمار كردهاند . بعد از خروج از غار نخستين در اسفل عسفان « 2 » فرود شد و ديگر اسفل انّح و ديگر قديد و ديگر الحراز و ديگر ثنيّة المرة « 3 » و ديگر القف « 4 » و ديگر مداله لفت « 5 » و ديگر مداله مجاج و ديگرى مرجح مجاج و ديگرى مرجح ذى العضوين و ديگر بطن ذى كبد و ديگر جداجد « 6 » و ديگر اجرد و ديگر ذى سلم از بطن اعدا و ديگر عبابيد و به روايتى عبابيت و ديگرى القاحه « 7 » و ديگرى المنعرج و ديگر ثنية العائر و ديگر
--> ( 1 ) . سنح : بضمتين : موضعى است بالاى مدينه ( 2 ) . عسفان : بر وزن عثمان ( 3 ) . ثنية - به معنى عقبه و بلندى زمين است . ( 4 ) . القف ، بفتح قاف و سكون فاء ( 5 ) . لفت ، به كسر لام و سكون فاء ( 6 ) . جداجد ، جمع جدجد است . ( 7 ) . القاحه ، در سه منزلى مدينه واقع است .