لسان الملك سپهر
616
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
شدند ، و ابو بكر پوستى در سايهء سنگ بگسترد تا پيغمبر تكيه زده بخفت . و ابو بكر در اطراف آن منزل سير مىكرد ، ناگاه به شبانى بازخورد كه عبد يك تن از قريش بود و ابو بكر مولاى او را مىشناخت ، قدحى شير از او بگرفت و مقدارى آب در آن ريخته تا سرد گشت و نزد پيغمبر آورد تا بياشاميد . معجزات حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله در منزل امّ معبد و از آنجا سوار شده به منزل قديد « 1 » رسيدند و به خيمه امّ معبد عاتكه بنت خالد خزاعيّه فرود شدند . و امّ معبد زنى سالخورده و مهمانپذير بود . رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله از او گوشت و خرما طلبيد . عرض كرد : امسال در ميان ما قحط است و اگر نه تو را مهمانى كردم . پيغمبر در كران منزل او گوسفندى ديد ، فرمود : آن گوسفند از آن كيست ؟ امّ معبد گفت : اين گوسفند از غايت لاغرى به جاى مانده است . فرمود : آن را هيچ شير باشد ؟ عرض كرد : از آن لاغرتر است كه اين سخن در حق او گفته شود . فرمود : مرا اذن مىدهى تا او را بدوشم . عرض كرد : بابى انت و امّى « 2 » ، بدوش . پيغمبر دست مبارك بر پستان گوسفند كشيد و فرمود : اللّهمّ بارك فى شاتها « 3 » در زمان پستان پرشير كرد و آن حضرت چندان از آن گوسفند بدوشيد كه اهل امّ معبد و جميع حاضران سيراب شدند ، و ظرفهاى او را نيز پرشير ساخت . چون امّ معبد اين بديد ، عرض كرد كه : فرزندى هفتساله دارم و او مانند پاره گوشتى است و سخن نمىتواند كرد ، چه باشد در حق او دعاى خير فرمائى ؟ پيغمبر فرمود : تا آن طفل را حاضر ساخت و خرمائى خائيده « 4 » و در دهان او گذاشت . در حال برخاست و رفتن آغاز كرد و سخن ساز نمود . پس خستوى « 5 » آن خرما در زمين فرو برد ، در زمان نخلى برآمد و رطب آورد و آن درخت در صيف و شتا « 6 » پربار
--> ( 1 ) . قديد ، بر وزن كميل : موضعى است نزديك مكه ، واقع در سواحل شرقى درياى احمر . ( 2 ) . پدر و مادرم فداى تو باد . ( 3 ) . پروردگارا به اين گوسفند بركت عنايت فرما . ( 4 ) . خائيدن : جويدن ( 5 ) . خستو : هسته ، دانه ( 6 ) . صيف : تابستان . شتا : زمستان .