لسان الملك سپهر

613

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

مقصود ايشان را بداند . ابو جهل گفت : پدرت كجاست ؟ گفت : نمىدانم . طپانچه‌اى سخت بر روى او زد كه گوشوارش بيفتاد و از آنجا بگذشت و گفت : تا در اطراف مكه ندا كردند كه هر كس محمّد را بياورد ، يا ما را به دو دلالت كند ، صد ( 100 ) شتر به مژده دهيم . و ابو كرز خزاعى را كه مردى قايف « 1 » بود و نقش قدم هر كس را نيك مىشناخت حاضر كردند ، و صناديد « 2 » قريش سلاح جنگ در بر راست كرده و از دنبال پيغمبر راه سپر شدند . و ابو كرز نقش قدم پيغمبر را بنمود و گفت : اينك با نقش قدم ابراهيم خليل عليه السّلام كه در يكى از احجار حرم رسم است شبيه است . و نقش ديگر را گفت : اين قدم ابو قحافه يا از آن پسر او ابا بكر است . بدين گونه تا به در غار ثور طىّ مسافت كردند ، ابو كرز گفت : مطلوب شما از اين غار تجاوز نكرده است . ابو بكر چون سخن او بشنيد سخت آشفته گشت و بر قلق و اضطراب « 3 » بيفزود . رسول خداى فرمود : چندين اضطراب مكن ما ظنّك باثنين اللّه ثالثهما « 4 » و ابو بكر به هيچ گونه آسوده نمىگشت ، و خداى در قرآن مجيد بدين اشارت كند و فرمايد : إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا « 5 » يعنى : اگر يارى نمىكنيد پيغمبر را ، پس يارى داده است او را خداى ، در هنگامى كه بيرون كردند او را كافران در حالى كه دومين دو كس بود ، در وقتى كه هر دو در غار بودند كه آن حضرت به رفيق خود مىگفت : مترس كه خدا با ما است . فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها « 6 » پس خداى فرو فرستاد سكينهء خود را بر او ، و يارى كرد او را با لشكر فريشتگان . وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا « 7 » وعيد دادن و بيم كردن كافران را پست كرد و وعدهء حقّ و سخن حقّ بلند و

--> ( 1 ) . قايف : آن كس را گويند كه آثار را شناسد و نقش پا را تشخيص دهد . ( 2 ) . صناديد : بزرگان ( 3 ) . قلق و اضطراب : پريشانى خاطر و نگرانى ( 4 ) . چه گمان مىبرى دربارهء دو نفرى كه خدا سومى آنها است . ( 5 ) . سورهء توبه ، آيه 40 : اگر او را يارى نكرديد خداوند ياريش كرده آنگاه كه كافران او را بيرون كردند نفر دوم از دو نفرى كه در غار بود به همراه خود گفت : نترس خدا با ماست . ( 6 ) . سورهء توبه ، آيه 40 : خداوند آرامش خود را بر او فرستاد و با لشكر غيبى ياريش كرد . ( 7 ) . و كلام كافران را فروتر قرار داد و كلام خدا را بالاتر .