لسان الملك سپهر
611
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
كن . ابو بكر عرض كرد : بابى انت و امّى « 1 » در اين خانه جز من و دو دختر من كه يكى از آنها نيز اهل تو است كس نمىباشد . آن حضرت فرمود خداوند بارى مرا اذن هجرت داد . ابو بكر گفت : الصّحبة يا رسول اللّه يعنى : مىخواهم مصاحب تو باشم . آن حضرت فرمود : چنين باشد . ابو بكر از شادى بگريست و عرض كرد : از اين دو شتر كه من در پروار « 2 » بستهام ، يكى را اختيار فرماى . پيغمبر فرمود : شترى را كه از آن من نباشد سوار نشوم . عرض كرد از آن تو است . فرمود : به بهائى كه خريدهاى مىگيرم و هشتصد ( 800 ) درم بهاى آن را تسليم ابو بكر فرمود . آن شتر را قصواء نام بود و در زمان خلافت ابو بكر بمرد و به روايتى نام آن شتر جذعا « 3 » بود . بالجمله آنگاه سفره حاضر كرده و گوسپندى پخته در سفره نهادند ؛ و اسماء خواهر عايشه كمربند خويش را به دونيم كرده ، نيمى بر سفره بست و نيمى بند متاره « 4 » ساخت . از اين روز به اسماء ذات النّطاقين ملقّب گشت . عبد اللّه بن ابى بكر را فرمودند كه : روز در ميان قريش زيستن كند و شبانگاه خبر كفار را در غار ثور « 5 » بديشان برد و عامر بن فهيره را كه آزاد كرده ابو بكر بود ، حكم دادند كه هر شب شير از بهر آشاميدن ايشان به غار آورد . و دليلى از قبيلهء بنى ديل « 6 » كه او را عبد اللّه بن اريقط ديلى نام بود ، به اجرت گرفتند و امان دادند و شتران را به دو سپردند و فرمودند : بعد از سه شبانه روز به در غار حاضر كند . و ابو بكر پنج هزار ( 5000 ) درهم در خانه ذخيره داشت با خود حمل نمود . در خبر است كه چون ابو بكر آن زر برگرفت و برفت ، ابو قحافه روى با اهل او كرده سوگند ياد كرد كه ابو بكر شما را در سختى گذاشت و آنچه داشت با خود برگرفت و برفت ، اسماء ذات النّطاقين گفت : بهرهء ما را نهاده است و در آنجا كه
--> ( 1 ) . پدر و مادرم برخى تو باد . ( 2 ) . جائى كه در آنجا گاو و گوسفند را فربه كنند . ( 3 ) . جذعاء ، عضباء ، قصواء بر وزن حمراء : اسامى شتران پيغمبر است ، بدون اينكه معنى وصفى آنها مراد باشد لكن هر سه اسامى علم است ، اين است كه آن شتر ، گوش بريده يا نقصان ديگر داشته باشد . ( 4 ) . متاره : لغت فارسى است به معنى آفتابه كه به عربى آن را مطهره گويند . ( 5 ) . ثور : نام كوهى است در مكه بر طريق منى ، صاحب قاموس گويد : آن كوه اطحل نام داشت وقتى ثور بن عبد مناف در آن كوه نزول كرد به نام او ناميده شد . ( 6 ) . ديل به كسر دال هم آمده است ، نام قبيلهاى از بنى عبد القيس است .