لسان الملك سپهر
603
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
ستارگان صعود نمود ؛ و ديگرباره شهر مكه را درخشان ساخت ، جز اينكه سيصد و شصت ( 360 ) خانه و به روايتى چهارصد ( 400 ) خانه همچنان تاريك ماند . و نيز از آنجا سفر كرده كرّت ديگر به مدينه شد و در خانهء عايشه درآمد و در آنجا زمين شكافته شد و آن ماه به چاه اندر رفت . ابو بكر از خواب انگيخته شد و چون در تعبير خواب توانا بود ، دانست كه آن ماه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است كه از مكه برآيد و به مدينه رود و از آنجا به اتّفاق اصحاب فتح مكه فرمايد ، پس در مدينه با عايشه زفاف كند و به جهان ديگر شود . لا جرم از غم دورى از ديار و مهجورى سيّد ابرار بگريست ، و دل بر ضجرت هجرت نهاده ، دو شتر قوى جثه در پروار « 1 » بست ، و به انتظار وقت نشست ، تا خداى تعالى اذن مهاجرت داد و اين آيت بفرستاد : وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً . « 2 » مشورت قريش در قتل پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله اما از آن سوى مشركان مكه چون نگريستند كه اصحاب پيغمبر به تفاريق سوى مدينه شوند ، دانستند كه آن حضرت نيز بديشان خواهد پيوست ، و مردم مدينه با او همداستان خواهند شد و زود باشد كه قصد مكه نمايد و روزگار بر ايشان پريشان كند ، پس كار به شورى افكندند و چهل ( 40 ) تن از دانايان مجرب گزيده شده ، در دار النّدوه « 3 » انجمن ساختند ، و جاى از بنى هاشم و آن مردم كه با ايشان قرابت داشتند بپرداختند . « 4 » در اين وقت شيطان به صورت پيرى برآمد ، و در حلقهء ايشان درآمد . با او گفتند :
--> ( 1 ) . پروار : خانهاى كه گاو و گوسفند در آنجا بندند و علف دهند تا فربه شود . ( 2 ) . سورهء اسرا ؛ 80 : و بگو : پروردگارا مرا صادقانه بياور و صادقانه ببر و از جانب خود سلطه و ياورى براى من قرار بده . ( 3 ) . ندوة : به معنى اجتماع براى مشورت است و دار الندوة ، خانهاى بود كه در مكه ، قصىّ بن كلاب براى اين كار بنا نهاده بود . ( 4 ) . مجلس را از قريش و خويشان قريش خالى كردند .