لسان الملك سپهر

27

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

أنمار گفت : رمندگى آن شتر از آن معلوم بود كه علف انبوه را همه جا به حال خود گذاشته بر گياه اندك چريده بود ، و شكستگى دندان آن را بدان معلوم كردم كه در هر دسته گياه كه دهان آلوده بود به اندازهء يك دندان گياه سالم داشت . چون افعى اين سخنان را بشنيد از حدّت فهم و فراست ايشان در عجب ماند و مرد شترسوار را از پى كار خود راند و آن جماعت را تعظيم و تكريم فراوان نموده در حجرهء خاص بنشاند و شامگاه نزل مهنّا مهيّا كرده به خدمت ايشان فرستاد و خود به نهانى از پس در بايستاد تا مقالات اولاد نزار را اصغا فرمايد و خيالات ايشان را بازداند ، ناگاه چون اولاد نزار هر يك جامى از خمر بكشيدند ، اياد گفت : انگور اين شراب در گور مردگان نشو و نما يافته و چون دست با كباب بردند ، مضر گفت : گوشت اين بزغاله از شير سگ پرورده باشد . ربيعه گفت : افعى اگر چه نسب خود را با جرهم پيوندد اما از مطبخىزادگان است . انمار گفت : در هر حال كار ما را به راستى خواهد گذاشت و قسمت اموال بر ما نيكو خواهد كرد . افعى چون اين سخنان بشنيد روزگار بر وى دگرگون گشت و بدانست سخنان ايشان جز به راستى مقرون نيست . نخست نزد مادر آمد و او را با تيغ حديد تهديد فرمود و حقيقت حال معلوم كرد ، آنگاه به شرابدار گفت كه : اين خمر از كجا آوردى ؟ وى نيز از تاكستان آن كه در گورستان بود نشانى بگفت ، و چون از كباب بپرسيد هم گفتند آن بز كه اين بزغاله بزاد ، در چنگال گرگ فتاد و اين بزغاله با شير ماده سگى توانا گشت . پس به تعجيل نزديك مهمانان آمد و گفت : بازگوئيد تا اين رازها چگونه بر شما معلوم شد . اياد گفت : از خوردن خمر همه سرور و حبور خيزد و ما را از نوشيدن اين شراب جز اندوه و مكروه حاصلى نبود ، دانستم كه تاك آن از گورستان دميده . مضر گفت : در خوردن اين كباب ما همه مانند سگان لقمه از هم مىربوديم و به غضب و غلظت در هم مىنگريستيم و چون نيك نظر كردم استخوان پهلوى آن بزغاله با سگان شباهت تمام داشت ، دانستيم كه با شير سگ پرورده باشد . ربيعه شرمگين سر به زير افكند و گفت : از آنگاه كه ما بدين حضرت آمده‌ايم ، سخنان افعى همه از آب و نان بوده و گاه‌گاه نيز از پس در استراق سمع فرموده