لسان الملك سپهر

20

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

اساف و نائله دعوت نمود ، و گروهى اجابت كردند . و همچنان « هبل » را از شام آورده بر سر كوهى نصب كرد و قريش به عبادت آن قيام نمودند ، چنان كه در جاى خود مرقوم افتد . و برخى ديگر منات را قبلهء حاجات دانستند و بتخانه‌اى براى آن در كنار دريا برآوردند ، و انصار در زمان جاهليّت عبادت منات مىكردند . و بعضى براى عزّى در نخله بتكده‌اى آراستند و گروهى از بنى خزاعه و قريش چون خانهء مكّه‌اش محل حصول حوائج دانستند و قبيلهء ثقيف ، لات را سزاى پرستش يافتند ، و به عبادت وى شتافتند « 1 » و اين قاعده مستمر بود تا زمان بعثت رسول صلّى اللّه عليه و آله .

--> ( 1 ) . اعراب بت را صنم مىناميدند و هر صنمى متولى خاصى داشت به نام سدون كه قربانى كردن براى صنم توسط او صورت مىگرفت و وى خون قربانى را به صنم مىپاشيد و اين منصب اغلب موروثى بود . صنم از جنس خاصى نبود ، بعضى از سنگ بودند همچون هبل و اساف و نائله كه قريش آنان را مىپرستيدند و بعضى چون لات از چوب بود كه بنى ثقيف در طايف به پرستش آن مىپرداختند سنگهائى نيز كه از حيث شكل يا رنگ يا بزرگى خصوصيتى داشت مورد پرستش قرار مىگرفت و آنها را نصب مىناميدند و اين كلمه نيز در قرآن آمده است . اعراب همگى يك بت را نمىپرستيدند بلكه هر قوم و قبيله‌اى بتى خاص داشت و به پرستش بت خاص خود مىپرداختند ؛ بنى ربيعه به پرستش « رضاء » مشغول بودند و نام بت‌هاى ديگر اقوام به شرح ذيل بود : ذو الخلصه از آن دوس و خثعم ؛ ذو الكعبات از آن بكر و تغلب ؛ رئام از آن قوم حمير در صنعا ، سواع متعلق به قوم هذيل بود ، ضمار را بنى سليم پرستش مىكردند ، عزّى تعلق به بنى كنانه داشت و عميانس را قوم خولان پرستش مىكرد ، فلس از آن قوم طى در جانب يمن ، منات تعلق به اوس و خزرج در مدينه داشت و نسر را قوم ذو الكلاع پرستش مىكرد ، ودّ از آن قوم قضاعه بود و يعوق به قوم خيوان تعلّق داشت و قوم لحى به پرستش يغوث ، اشتغال داشتند و بتان ديگرى چون طاغيه و ذو الكفين به ديگر اقوام اختصاص داشت . ( سيرت رسول اللّه ، 1 / 102 - 107 ) ، و به نوشته يعقوبى : بر كوه صفا بتى بود به نام مجاور الرع و بر كوه مروه بتى ديگر با نام مطعم الطير ، بت طايفه كلب بن وبره و چند طايفه از قضاعه « ودّ » بود ، قبيله‌هاى حمير و حمدان بت نسر را در صنعا نصب كرده بود و براى كنانه سواع و براى غطفان ، عزّى و براى هند و بجيله و خثعم ذو الخلصه و براى قبيلهء طى « فلس » ، و براى ربيعه و اياد « ذو الكعبات » و براى ثقيف « لات » در طائف نصب گشته بود براى اوس و خزرج « منات » در فدك و براى دوس بتى بود به نام ذو الكفين و بنى بكر بن كنانه را بتى به نام « سعد » و قومى از عذره بتى به نام « شمس » داشتند و ازد را بتى بود به نام « رئام » ( تاريخ يعقوبى / تأليف احمد بن ابى يعقوب « ابن واضع يعقوبى ترجمهء محمد ابراهيم آيتى . - تهران : بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، 1356 ، 1 / 332 ) .