لسان الملك سپهر
386
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
صلّى اللّه عليه و آله كردند بنمائيم . [ خبر نبوت پيامبر اسلام ] همانا جماعت قريش هر سال يك روز عيد همىكردند و آن روز به نزديك بتى از اصنام خود اعتكاف كرده ، قربانى همىنمودند و گرد آن بت طواف كردند ، در عيد گاهى چنان افتاد كه ورقه بن نوفل بن اسد بن عبد العزّى بن قصىّ بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لؤىّ كه پسر عم خديجه عليها السّلام است و ديگر عبيد اللّه بن جحش بن رياب بن يعمر بن صبرة بن مرّة بن كثير بن غنم بن دودان بن اسد بن خزيمه و مادر اين عبيد اللّه ، اميمه دختر عبد المطّلب بود ، و ديگر عثمان الحويرث بن اسد بن عبد العزّى بن قصىّ ، و ديگر زيد بن عمرو بن نفيل بن عبد العزّى بن عبد اللّه بن قرط بن رياح بن رزاح بن عدىّ بن كعب بن لؤىّ اين چهار تن از ميان مردمان به يك سوى شدند و با يكديگر گفتند كه : اين خطائى بس عظيم است كه ما دين پدر خويشتن ابراهيم خليل عليه السّلام را گذاشتهايم و سنگى را ستايش و نيايش كنيم كه نه شنوا باشد و نه بينا باشد و نه سود تواند آورد و نه زيان تواند كرد ، هماكنون بايد در فحص دين حنيفيه بود و شريعت ابراهيم عليه السّلام را پيش گرفت ، پس بر اين انديشه تصميم عزم دادند و از بت پرستيدن دل بگردانيدند . از ميان ورقة بن نوفل شريعت نصارى گرفت و در كتب آن جماعت فحصى به كمال كرد تا عالمى نحرير گشت ، اما عبيد اللّه بن جحش همچنان در حيرت بماند تا آنگاه كه پيغمبر آخر زمان بعثت يافت ، پس بدان حضرت ايمان آورد ؛ و امّ حبيبه دختر ابو سفيان كه در حبالهء نكاح او بود نيز مسلمان گشت ؛ و آنگاه كه مسلمانان چنان كه مذكور خواهد شد به اراضى حبشه هجرت كردند ، عبيد اللّه نيز امّ حبيبه را برداشت با آن جماعت هجرت كرد و در اراضى حبشه پشت با اسلام كرده كيش نصارى گرفت و هم در آن اراضى هلاك شد ، از پس او خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله امّ حبيبه را به حبالهء نكاح درآورد ، چنان كه در جاى خود مذكور خواهد شد . اما عثمان بن الحويرث به سوى قسطنطنيه سفر كرد و در آنجا كيش نصارى