لسان الملك سپهر
3
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
ولادت اسماعيل عليه السّلام سه هزار و چهار صد و هجده سال بعد از هبوط آدم عليه السّلام بود « 1 » ولادت اسماعيل عليه السّلام در نواحى موتفكات بود و از اين روى كه در ميان بنى جرهم بزيست و به عربى تكلم فرمود به ابو العرب ملقّب گشت - چنان كه در قصهء يعرب بدان اشارت رفت - . على الجمله مقرّر است كه خليل را خلفى و خليفهاى نبود ، حضرت ساره دست كنيزك خود هاجر را گرفته به خدمت برد و هبه فرمود . پس از مزاوجت و مضاجعت ، هاجر آثار حمل در خود مشاهده كرد ، بدان سبب كه از ابراهيم حامله بود تمكنى ديگر يافت ، چنان كه گويا با ساره به حقارت نظر مىكرد ، سرپنجه غيرت پرده مصابرت بر ساره منقش كرده ايمان شديدهاى مغلظه ساخت كه سه عضو از اعضاى هاجر را منقطع سازد ، هاجر از اين حال مطلع شده از خدمت خاتون خود بگريخت ، فرشته خداوند در بيابان با هاجر ظاهر شد و گفت : اى هاجر به كجا مىگريزى ؟ با خانهء خويش آى و با خاتون خود تواضع فرماى . پس هاجر به سراى خويش مراجعت نموده و ساره به شفاعت خليل او را عفو فرمود ، آنگاه رفع ايمان را هر دو گوش او بسفت و او را ختنه نمود و تا كنون اين سنت در ميان زنان بماند ، اما با اين همه خاطر ساره مكدّر بود و از غيرت هاجر نمىشگيفت تا بدان جا كشيد كه با ابراهيم گفت : اينك كنيزك من هاجر كه او را با تو بخشيدم بار بگذاشته و فرزندى چون اسماعيل آورده ، همانا از اين روى با من به حقارت نگران باشد . حضرت خليل گفت : هاجر كنيزك توست هر چه با وى روا
--> ( 1 ) . برابر با صفحهء 121 جلد اول از كتاب اول چاپ سنگى ناسخ التواريخ .