لسان الملك سپهر

354

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

بالجمله آن حضرت با فرزندان عبد المطّلب به سراى خديجه درآمد و بدان مجلس كه خديجه از بهرش كرده بود ، در رفت و بنشست ، در اين وقت خديجه خواست تا خويشتن بر رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله ظاهر كند ، جامه نيكوتر در بر كرد و تاجى از زر احمر كه مرصّع به درّ گوهر بود بر سر بست و خلخال‌ها از ذهب خالص كه با فيروزه زينت كرده بود در ساق داشت و قلايد بسيار از زمرد و ياقوت بر گردن ، بر رسول خداى برگذشت . و زنان دفها بكوفتند . آنگاه از بهر جلوه ثانى دختران عبد المطّلب به نزد خديجه شدند و نورى در ديدار او تابنده ديدند كه هرگز مشاهده نرفته بود ، و اين از فضل رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله ظاهر گشت و خديجه زنى تمام بالا و سفيد و فربهى بود بدان نيكوئى كه در عرب و عجم نظير نداشت ، در اين نوبت جامه زرتار مرصّع به جواهر احمر و اخضر و اصفر و ديگران الوان در بر كرد و بر رسول خداى درآمد و صفيه دختر عبد المطّلب در پيش روى او همىرفت و اين شعرها همىخواند : بيت جاء السّرور مع الفرح * و مضى النّحوس مع التّرح « 1 » انوار ناقد اقبلت * و الحال فينا قد نجح بمحمّد المذكور فى * كلّ المفاوز و البطح « 2 » لو أن يوازن احمد * بالخلق كلّهم رجح و لقد بدامن فضله * لقريش امر قد وضح ثمّ السّعود لاحمد * و السّعد عنه ما برح بخديجة نبت الكمال * و بحر نايلها « 3 » طفح « 4 » يا حسنها فى حليّها * و الحلم منها ما برح هذا النّبى محمّد * ما فى مدايحه كلح « 5 » صلّوا عليه تسعدوا * و اللّه عنكم قد صفح « 6 » پس خديجه عليها سلام درآمد و در برابر رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله وقوف يافت ، زنان آن

--> ( 1 ) . ترح : اندوه ضد فرح . ( 2 ) . بطح : به معنى سيل . ( 3 ) . نايل : به معنى عطاست . ( 4 ) . طفوح : لباب شدن . ( 5 ) . ملح : روى ترش كردن . ( 6 ) . صفح : در گذاشتن گناه .