لسان الملك سپهر

276

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

چگونه توان بر بنى عامر داخل شد ؟ ايشان اشدّ و اشجع عربند اين جماعت را ما نيك شناخته‌ايم چه ايشان از ما كشته‌اند و ما از ايشان كشته‌ايم و همچنان ايشان ما را هزيمت كرده‌اند و ما ايشان را هزيمت كرده‌ايم ، دور نيست كه چون آهنگ ايشان كنى ناگاه از كوه به شيب آيند و بر ما تركتاز آرند . لقيط گفت : قسم با خداى كه من داخل مىشوم بر ايشان و آن جماعت را به اسيرى به زير مىآورم و ساز لشكر كرده به پاى جبل آمد و سپاه را به فراز فرمان داد ، و ابطال رجال قصد صعود كردند . قتل لقيط از آن سوى الأحوص با مردم خود گفت : آغاز جنگ مكنيد تا يك نيمه راه بپيمايند و آنگاه كه جبل را به نيمه راه رسيدند بفرمود تا عقالها از شتران برداشتند و بسوى نشيب سخت براندند و لشكريان از قفاى شتران سخت بدويدند و سنگهاى گران از فراز به فرود رها كردند ، بدين آهنگ به لشكر لقيط در آمدند و مردم او هر كه در برابر شتران در افتاد پايمال گشت و اگر نه سنگى بر او گذشت ، ناچار لقيط و مردمش هزيمت شدند و به نشيب كوه گريختند تا به زمين سهل در رفتند و بنى عامر با شمشيرهاى كشيده از دنبال ايشان به پايان در آمدند و تيغ بر آن جماعت نهادند ، معقل بن عامر رزم داد و اين رجز خواند . بيت نحن حماة « 1 » الخيل يوم جبلة * بكلّ عضب « 2 » صارم و معبلة « 3 » از آن سوى بنى تميم مردم خود را به سوى جنگ برتافتند و با عامريون در آويخته مردانه بكوشيدند و جنگ صعب شد و مردم بسيار مقتول شد ، و لقيط در حربگاه پاى سخت كرده بايستاد و هزيمت‌شدگان را بانگ مىداد كه هر كس به جنگ بازگردد پنجاه ( 50 ) شتر به دو عطا دهم و خود اسب بزد و به ميدان آمد و مردم به او مىگفتند : ما به شئامت تو كشته شديم . از آن سوى شريح بن الأحوص چون پلنگ غضب‌آلود صفها بشكافت و

--> ( 1 ) . حمايت نگاه داشتن كسى را از بدى ، حامى ، نگاه‌دارنده ، جمع حماة . ( 2 ) . عضب به معنى شمشير برنده . ( 3 ) . معبله تيرى است كه پيكانش عريض باشد .