لسان الملك سپهر

259

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

سليك اين شعر بگفت : بيت يكذّبنى العمران عمرو بن جندب * و عمرو بن سعد و المكذّب اكذب سعيت لعمرى سعى غير معجز * و لاناناء « 1 » لو انّى لا اكذّب ثكلتما ان لم اكن قدر أيتها * كراديس « 2 » يهديها الى الحىّ موكب كراديس فيها الحوفزان و حوله * فوارس همّام متى يدع يركب و از اينجاست كه اعدى من السّليك « 3 » در عرب مثل گشت . مع القصه پيوسته قبيلهء بكر بن وايل در كين وكيد سليك بودند و او گاه‌گاه به قبيلهء ايشان كمين گشاده و غارت مىافكند . وقتى چنان شد كه بعضى از مردم بكريّون در آبگاه خويش اثر قدمى يافتند و كمين نهادند ناگاه سليك به آبگاه در آمد و خويش را سيراب كرد ، و چون خواست بيرون شود از چهار سوى مردم بر او تاختند و چون سليك از آب سنگين بود نتوانست نيك بگريزد ، لا جرم خويش را به خيمه فكيهه دختر قتاده كه زنى از بنى قيس بن ثعلبة است در انداخت و به دو پناه برد ، و از دنبال او ده ( 10 ) تن از بنى بكر رسيدند و خواستند تا او را دستگير كنند . فكيهه برخاست و مقنعه از سر بينداخت و دست به شمشير برد و گفت : او پناهندهء من است نگذارم كسى دست به دو فراز كند و ايشان را از زيان او بازداشت و از اينجا اوفى من فكيهة « 4 » در ميان عرب مثل گشت و سليك از آن داهيه رها گشت و اين شعر بگفت : بيت لعمر ابيك و الابناء تنمى * لنعم الجار اخت بنى عوارا عنيت بها فكيهة حين قامت * كنصل السّيف و انتزعوا الخمارا من الخفرات لم تفضح اخاها * و لم ترفع لوالده شنارا « 5 » بالجمله منشر بن وهب الباهلى و اوفى بن مطر المازنى در دوندگى مانند سليك طىّ مسافت مىكردند و با او بودند اما مثل عرب به نام سليك ساير گشت .

--> ( 1 ) . اناناء به معنى ضعف و سستى است . ( 2 ) . كراديس : گروهى از شتران ؛ و مفاصل اسب را نيز كراديس گويند . ( 3 ) . مجمع الامثال ميدانى ، 2 / 47 . ( 4 ) . همان ، 2 / 378 . ( 5 ) . شنار به معنى عيب و عار باشد .