لسان الملك سپهر

215

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

ظهور اسلام از رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله عبد اللّه نام يافت . [ واقعهء قتل عماره به دست عمرو بن العاصى ] همانا وقتى عمارة بن الوليد المخزومى به اتّفاق عمرو بن العاصى كه از قبيلهء بنى سهم است براى تجارت به سوى حبشه سفر كردند و عماره مردى زن‌باره « 1 » بود ، روزى چنان افتاد كه با عمرو نشسته خمر بخوردند و مست شدند ، پس عماره روى با زن عمرو كرد و گفت : من تو را نيك دوست مىدارم نيك است كه تو نيز با من مهربان باشى . عمرو با زن خويش گفت : پسر عمّ خود را به برادرى پذيرفتار باش و او نيز سر رضا فرود كرد ، اما عمرو در نهان بر زن خويش بترسيد و از آن پس خمر اندك همىخورد تا مبادا بىخود شود و عماره با زن او فسادى كند ، بدين گونه طىّ مسافت كرده تا به كنار بحر رسيدند و به كشتى درآمدند ، ناگهان روزى عمرو از بهر حاجت بر لب كشتى آمد و عماره فرصت به دست كرده لطمه‌اى به دو زد و او را به دريا انداخت ، عمرو چون مردى شناگر بود قوت كرده آب را بپيمود و به كشتى درآمد . عماره چون ديد مقصود به دست نشد از در فريب درآمد و با عمرو سوگند ياد كرد كه من مىدانستم تو مرد شناگرى از اين روى مزاح كردم و تو را به آب افكندم ، اما عمرو در نهانى خصمى او را در دل نهاد و كمر به قتل او بست و خواست تا پدر و خويشان خود را در خون عماره آلوده نكند ، نامه‌اى به العاصى نوشت كه در ميان قبايل از من تبرّا بجوى و مرا از فرزندى خود خلع كن . چون نامهء وى به العاصى رسيد گفت : همانا عمرو و عماره خصومت خواهند كرد و فرزندان خود را از آمد و شد با بنى مغيره و بنى مخزوم منع كرد و بنى سهم نيز اين سخن را پذيرفتار شدند و هر دو طايفه منادى در مكه بيرون كردند ، بنى سهم از عمرو و بنى مخزوم از عماره تبرّا جستند الّا سود بن مطّلب ، چون اين بشنيد و

--> ( 1 ) . زن‌دوست