لسان الملك سپهر

210

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

آنگاه اميمه سر برداشت و لختى بگريست و اين ابيات بخواند : بيت ألا هلك الرّاعى العشيرة ذو الفقد * و ساقى الحجيج و المهامى عن المجد ابو الحارث الفيّاض خلّى مكانه * فلا تبعدنّ كلّ حىّ الى بعد از پس او نوبت به اروى رسيد ، وى نيز بگريست و اين شعرها بگفت : بيت بكت عينى و حقّ لها البكاء * على سمح سجيّته الحياء على الفيّاض شيبة ذى المعالى * أبيك الخير ليس له كفاء عبد المطّلب اين جمله بشنيد و از جهان بگذشت و در اين هنگام صد و بيست 120 ) بيست‌ساله بود ، و از پس او ابو طالب كفالت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را مىكرد ، چنان كه مذكور خواهد شد ، و منصب ولايت و سقايت زمزم بعد از عبد المطّلب ، عباس بن عبد المطّلب رسيد و او بداشت تا ظهور اسلام و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله با او تفويض داشت ، و با او بماند تا اولادش به ميراث بردند ، و سلاطين بنى عباس همىداشتند . و چند قانون عبد المطّلب در عرب بگذاشت كه در اسلام با شريعت مطابق افتاد . اول : آنكه زنان پدران را بر فرزندان حرام كرد . دوم : آنكه گنجى يافت و خمس آن را در راه خدا بداد و در اسلام خمس برقرار گشت . سيم : چاه زمزم را حفر كرد و سقايت حاج نمود . چهارم : ديت مرد را صد ( 100 ) شتر نهاد . پنجم : طواف مكه غير معين بود ، آن را بر همت شوط مقرّر بداشت . الصّلاة و السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى .