لسان الملك سپهر
202
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
وفات آمنه عليها السّلام شش هزار و يكصد و شصت و نه سال بعد از هبوط آدم عليه السّلام بود « 1 » چون محمد صلى اللّه عليه و آله ( 6 ) ششساله شد ، آمنه به نزديك عبد المطّلب آمد و گفت : خالان من از بنى عدىّ بن النجّارند و در مدينه سكون دارند اگر اجازت رود بدان اراضى شوم و ايشان را پرسشى كنم و محمّد صلّى اللّه عليه و آله را نيز با خود خواهم برد تا خويشان من او را ديدار كنند . عبد المطّلب ، آمنه را رخصت داد و او پيغمبر را برداشته به اتفاق امّ أيمن كه حاضنهء آن حضرت بود روانهء مدينه گشت و در دار النابغه كه هم مدفن عبد اللّه بن عبد المطّلب بود يك ماه سكون اختيار فرمود و خويشان خود را ديدار كرد و از آنجا به سوى مكه كوچ داد و هنگام مراجعت در منزل ابواء « 2 » كه ميانه مكّه و مدينه است مزاج آمنه از صحّت بگشت و هم در آن منزل درگذشت . جسد مباركش را در آنجا به خاك سپردند و اينكه امروز قبر آمنه را در مكّه نشان دهند گروهى بر آنند كه از ابواء به مكّه نقل كردند . بالجمله چون آمنه وداع جهان گفت امّ أيمن ، رسول اللّه را برداشته به مكّه آورد و عبد المطّلب آن حضرت را در برگرفته رقّت فرمود و از آن پس خود به كفالت و تربيت آن حضرت پرداخت و هرگز بىاو خوان ننهادى و دست بخوردنى نبردى . گويند از بهر عبد المطّلب فراشى بود كه هر روز در ظلّ كعبه مىگستردند و هيچكس از قبيلهء وى بر آن و ساده پا نمىنهاد تا اينكه عبد المطّلب بيرون مىشد و بر
--> ( 1 ) . برابر صفحه 421 جلد دوم از كتاب اول چاپ سنگى ناسخ التواريخ . ( 2 ) . ابواء : محلى واقع در راه مكه به مدينه در چند كيلومترى جحفه در سرزمين قبايل بنو ضمرهء كنانى به گفتهء بعضى از مؤلفان اين نام در واقع به كوهى در اين محل تعلّق داشته است .