لسان الملك سپهر

177

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

و بعد از ثويبه ، حليمه آن حضرت را شير داد و او دختر ابو ذؤيب است و نام ابو ذؤيب عبد اللّه است و هو عبد اللّه بن الحارث بن شجنة بن جابر بن رزام بن ناصرة بن فصيّة « 1 » بن نصر بن سعد بن بكر بن هوازن بن منصور بن عكرمة بن خصفه بن قيس بن غيلان [ بن مضر ] است و نام شوهر حليمه ، الحارث بن عبد العزّى بن رفاعة بن ملّان بن ناصرة بن فصيّة بن نصر بن سعد بن بكر بن هوازن است ، و برادر رضاعى آن حضرت عبد اللّه بن حارث بود و خواهران رضاعى انيسه و خدامه « 2 » دختران حارث بودند و خذامه به شيما مشهور شد و اين نام بر خذامه غلبه جست ، و اين هر سه فرزند از بطن حليمه بودند . همانا صناديد عرب را قانون بود كه طفلان خويش را به دايگان مىسپردند تا زنان ايشان به فراغت باشند و اولاد زيادت كنند و مرضعات از صحرانشينان اختيار مىكردند تا ايشان در ميان قبايل به شجاعت و فصاحت برآيند ، چه طيب هوا و عذوبت آب را در طلاقت لسان و بلاغت بيان دخلى تمام است و از اينجاست كه پيغمبر فرمود : انا اعرب من قريش استر ضعت فى سعد بن بكر چه قبيلهء سعديه در ميان عرب به فصاحت نامدار بودند . بالجمله از اين روى در هر خزان و بهارى زنان مرضعات از قبايل عرب كه در حوالى مكّه بودند متوجّه حرم شده اطفال شيرخواره را از نظر ارضاع به قبايل خود مىبردند و مىداشتند تا مدّت رضاع به سر مىشد . چون نوبت به پيغمبر افتاد فرشتگان خداى او را از نظر مادر غايت كرده بر تمامت بقاع شرق و غرب بگذرانيدند و منادى رحمن همى ندا كرد كه : اى آفرينش اين محمّد بن عبد اللّه بن

--> - كه در مكّه بودند ، پيش ثويبه مىرفتند و به او كمك مىفرمودند ، و خديجه هم او را گرامى مىداشت و ثويبه همچنان كنيز و برده بود . خديجه از ابو لهب خواست تا ثويبه را به او بفروشد كه آزادش كند و نپذيرفت ، ولى پس از هجرت پيامبر به مدينه ، ابو لهب ثويبه را آزاد كرد . پيامبر ( ص ) از مدينه براى ثويبه جامه و پول مىفرستاد تا اينكه در سال هفتم هجرت ، پس از بازگشت پيامبر ( ص ) از خيبر ، خبر مرگ ثويبه به مدينه رسيد . رسول خدا پرسيد پسرش مسروح چگونه است ؟ گفتند : پيش از مادرش درگذشته است و كسى از خويشاوندان او باقى نمانده است . ( محمد بن سعد كاتب واقدى . طبقات . ترجمه دكتر محمود مهدوى دامغانى . - تهران : نشر نو ، 1365 . ج 1 ، ص 103 ) . ( 1 ) . متن : قصية بن نصر بن سعد . . . ( 2 ) . طبقات : جدامة ( 1 / 105 ) .