لسان الملك سپهر

151

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

ظهور قسّ بن ساعده شش هزار و يكصد و سى سال بعد از هبوط آدم عليه السّلام بود « 1 » قسّ بن ساعدة بن حذاقة بن زهير بن إياد بن نزار الايادى ، و او نسب به أدّ بن معد رساند و از حكماى بزرگوار عرب است چنان كه هيچ كس را قبل از بعثت رسول قرشى صلّى اللّه عليه و آله در ميان عرب آن فضل و ادب نبود كه با او پهلو تواند زد ، در حصافت عقل و رزانت رأى و سماحت طبع فريد زمانه ؛ بلكه فرد و يگانه بود . و او را در علم طب و علم فال زدن و علم رجز گفتن مصنفات مشبعه و كتب كافيه است و در طلاقت لسان و بلاغت بيان كار بدانجا داشت كه در ميان عرب ابلغ من قسّ « 2 » مثل است چنان كه اعشى گويد : و ابلغ من قسّ و أجرى من الّذى * بذى الغيل من خفّان أصبح خادرا و همچنان خطيئه گفته است : بيت و ابلغ من قسّ و امضى اذا مضى * من الرّيح اذ مسّ النّفوس نكالها و قسّ اول كس است كه تكيه بر عصا كرد و خطبه فرمود ، و هم اول كس اوست كه در نگارش لفظ « اما بعد » نگاشت و هم او در كتاب قانون نهاد كه كلمهء « من فلان الى فلان » نوشت . و او فرمود كه مدعى را در اثبات مدعاى خود شاهد بايد و سوگند و يمين بر منكر باشد ، و او اول كس است كه قبل از بعثت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به آن حضرت ايمان آورد و در ميان جاهليّين به ظهور خاتم الانبياء اعلام مىداد ، چنان كه وقتى گروهى از قبيلهء بنى بكر بن وائل به نزديك پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله شتافتند ، و چون از حوايج خويش پرداختند ، آن حضرت فرمود كه : قسّ بر چگونه است ؟ عرض كردند : از اين جهان رخت بدر برد . فرمود : رحمة اللّه گويا او را مىبينم كه بر شتر سرخ موى خود بر نشسته و در بازار عكاظ ايستاده است و مىگويد : ايّها النّاس اجتمعوا و استمعوا و عوا كلّ من عاش مئات و كلّ من مئات فات و كلّ ما

--> ( 1 ) . برابر ص 377 جلد دوم از كتاب اول چاپ سنگى ناسخ التواريخ . ( 2 ) . مجمع الامثال ميدانى ( 1 / 111 ) .