لسان الملك سپهر
138
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
سفال در منقار داشتند و دو گل مهرهء ديگر در دو چنگال حمل مىنمودند و اين گلمهرهها از نخودى كوچكتر و از عدسى بزرگتر بود كه آن مرغان از لب دريا برگرفتند ، و چون بر فراز لشكر ابرهه آمدند آن گلپارهها را از چنگ و منقار فرو هشتند چنان كه هر يك از آن گلپارهها به مرد و مركب و فيلى بازخورد و بر سر و بر هر جا نور فرود آمد از آن سوى گذر كرد . و در لشكرگاه ابرهه از هر گونه جانور بود عرضهء هلاك ساخت و از ميانه فيل محمود زنده ماند ، دو نفر و نفيل كه محبوس بودند جان خويش به سلامت برده به كوهستان تهامه گريختند . اين شعر از نفيل است آنگاه كه بلاى خداى را مشاهده كرد و گفت : بيت أين المفرّ و الا له الطّالب * و الاشرم المغلوب ليس الغالب « 1 » و هم اوست كه اضطراب مردم حبش را آن هنگام باز نمايد : بيت أ لا حيّيت عنّا يا ردينا « 2 » * نعمناكم مع الاصباح عينا [ اتانا قابس منكم عشاء * فلم يقدر لقابسكم لدينا ] ردينة لو رأيت و لا تريه « 3 » * لدى جنب المحصّب ما رأينا اذا لعذرتنى و حمدت أمرى * و لم تأسى على ما فات بينا « 4 » حمدت اللّه اذا بصرت طيرا « 5 » * و خفت حجارة تلقى علينا و كلّ القوم يسئل عن نفيل * كانّ علىّ للحبشان دينا « 6 »
--> ( 1 ) . گريزگاه كجاست كه جوينده خداست ، و بينى بريده شكست خورده است نه فيروزمند . ( 2 ) . مروج الذهب : الا روى حمالك ياردينا . ( 3 ) . تاريخ كامل : ردينة لو رايت و لم تريه . ( 2 / 517 ) . ( 4 ) . تاريخ كامل : ( 2 / 517 ) اذا لعذرتنى و حمدت رايى * و لم تأسى لما قد فات بينا ( 5 ) . تاريخ كامل : حمدت اللّه اذا عاينت طيرا ( همان ) . ( 6 ) . هان ، درود بادت از ما اى ردينه ، با دميدن پگاه چشمانمان با شما روشن گشت . شبا هنگام آتش خواهى از شما به نزد ما آمد و ما نتوانستيم براى آتشخواه شما كارى كنيم . اى ردينه ، اگر آنچه را ما در كنارهء آن ريگستان ديديم ديده بودى ، در اين هنگام پوزش مرا مىپذيرفتى و رأى مرا مىستودى . و بر آنچه از دست ما بشده است ، افسوس نمىخوردى . خدا را سپاس گفتم چون پرندگان را ديدم و بيم سنگى داشتم كه بر سرمان فرود آيد . همهء اين مردم نفيل -