لسان الملك سپهر
132
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
در اين كرّت خشم ابرهه فزونى گرفت و از بهر هدم خانهء كعبه يك جهت شد ، و كس به حضرت نجاشى فرستاد و استمداد كرد و فيلى كه آن را در جنگها مبارك شمرده « محمود » لقب داده بودند طلب نمود ، و فيلهاى ديگر نيز بخواست تا كعبه را در پاى پيل پست كند . و نجاشى او را به اسب و فيل و مرد و مال مدد كرد . و ابرهه تجهيز لشكر كرده شصت هزار ( 60000 ) تن مرد مبارز از دليران حبشه انجمن كرد و چهار هزار ( 4000 ) فيل با برگستوان « 1 » رسته فرمود و از جاى بجنبيد و گفت : سنگ و خاك مكّه را بر پشت اين فيلان حمل داده به يمن آرم . چون اين خبر پراكنده شد و مكشوف گشت كه ابرهه قصد هدم خانهء مكّه دارد مردم عرب جنگ با او را جهاد دانستند ، و نخستين كس دو نفر بود از قبيلهء حمير كه نسب به ملكزادگان يمن مىبرد . بالجمله دو نفر ده هزار ( 10000 ) تن از رجال عرب را گزيده كرده از راه و بىراه بتاخت و ناگاه در برابر ابرهه صف بر كشيد و جنگ درانداخت . در ميانه رزمى دراز نرفت كه لشكر دو نفر شكسته شد و خود اسير گشت . او را به درگاه ابرهه آوردند و پادشاه يمن حكم داد تا سر از تن او برگيرند . دو نفر از در عجز و مسكنت پيشانى بر خاك نهاد و عرض كرد كه : اى ملك مرا مكش كه تواند بود كه بقاى من ترا سودى كند و من از بهر سپاه تو در اين راه دليلى باشم . ابرهه بر خون او ببخشيد و حكم داد تا او را در محبس بداشتند . و از آنجا با لشكر خويش كوچ داده به اراضى خثعم رسيد و خثعم را دو قبيلهء بزرگ بود كه يكى را « ناهس » و آن ديگر را « شهران » مىناميدند و ايشان در تحت فرمان نفيل بن حبيب الخثعمى بودند . لاجرم نفيل از مردم خود لشكرى انبوه كرده از ايشان ده هزار ( 10000 ) سوار رزم آزموده اختيار كرد و با ابرهه به جنگ درآمد و او نيز در اول حمله شكسته شد و همچنان نفيل اسير شده او را به نزد ابرهه راندند و حكم شد تا او را مقتول سازند . نفيل نيز پيشانى معذرت بر خاك نهاد و گفت : اى ملك عبور از بيابان عرب بسى صعب باشد اگر مرا از كشتن آزاد كنى لشكر ترا از سهل و صعب به آسانى بگذرانم . ابرهه بر وى نيز بخشايش آورد و او را از قتل رها ساخت و همچنان طى مسالك « 2 » و
--> ( 1 ) . برگستوان : پوششى است كه در روز جنگ اسب را پوشانند . ( 2 ) . مسالك : جمع مسلك : راهها .