لسان الملك سپهر

99

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

اكثم بن صيفى و ديگر از معمرين اكثم بن صيفى است كه نيز يكى از قبايل بنى اسد بن عمرو بن تميم است و او يكصد و نود ( 190 ) سال زندگانى يافت چنان كه از شعر او توان دانست كه فرموده : و انّ امرأ قد عاش تسعين حجة « 1 » * الى مائة لم يسأم العيش جاهل خلت مائتان غير ستّ و اربع * و ذلك من عدّ الليالى قلائل « 2 » و او از جملهء حكماى عرب است و زنده بماند تا خبر بعثت خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله به دو رسيد ، پس فرزند خود را كه جشى نام داشت طلب نمود و گفت : اى فرزند من ، مىخواهم ترا به رسالت نزد رسول خداى فرستم ، شرط است كه چون از نزد من بيرون شوى تا آنگاه كه بازآئى از سخن من انحراف نجوئى ؛ زيرا كه چون فرستاده از خود چيزى انشا كند رسول نخواهد بود . آگاه باش كه اين مرد كه از بيت قريش سر بر كرده ، تواند بود كه در طلب ملك و سلطنت باشد و اين چنين كس را بزرگ بايد داشت . پس چون به نزديك او شدى بايست در پيش روى او و بىرخصت او منشين و چون رخصت يافتى بدانجا نشين كه اشارت فرمايد و اگر در طلب سلطنت نيست ، پيغمبر خداى خواهد بود ، هم خضوع در حضرت پيغمبران واجب باشد و آنچه با تو پاسخ فرمود نيكو در خاطر بدار و با من القا كن تا لازم نشود كه ديگرى را رسول فرستم . و اين نامه را نيز به دست فرزند به حضرت رسول خداى فرستاد و در آن نوشت كه : باسمك اللّهمّ من العبد الى العبد فابلغنا ما بلغك فقد اتانا عنك خبر ما ندرى اصله فان كنت اريت فارنا و ان كنت علمت فعلّمنا و اشركنا فى كنزك و السّلام . گويد : اين نامه از بنده‌اى به سوى بنده‌اى است ، همانا خبرى به ما رسيده است

--> ( 1 ) . حجه : به معنى سال است . ( 2 ) . مردى كه از نود ( 90 ) تا صد ( 100 ) سال عمر كند و از زندگانى خسته نشود نادان است . از عمر من صد و نود ( 190 ) سال گذشت و از دويست 200 سال ده ( 10 ) سال روز و شب عمر من كمتر است .