لسان الملك سپهر

62

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

نسبت اليه الرّحلتان كلاهما * سير الشّتاء و رحلة الاصياف بدين گونه روز تا روز كار هاشم بالا گرفت و فرزندان عبد مناف قوى حال شدند و از اولاد عبد الدّار پيشى گرفتند و شرافتى از ايشان زياده بدست كردند ، لاجرم دل بدان نهادند كه منصب سقايت و رفادت و حجابت و لواء و دار النّدوه را از اولاد عبد الدّار بگيرند و خود متصرّف شوند ، و در اين مهم عبد الشّمس و هاشم و نوفل و مطّلب اين هر چهار برادر همداستان شدند . و در اين وقت رئيس اولاد عبد الدّار ، عامر بن هاشم بن عبد مناف بن عبد الدّار بود و چون او از انديشهء اولاد عبد مناف آگهى يافت دوستان خويش را طلب كرد و اولاد عبد مناف نيز اعوان و انصار خويش را فراهم كردند در اين هنگامه بنى اسد بن عبد العزّى بن قصىّ و بنى زهرة بن كلاب و بنى تيم بن مرّة بن كعب بن لؤىّ و بنى الحرث بن فهر بن مالك بن النّضر از دوستان و هواخواهان اولاد عبد مناف گشتند . پس هاشم و برادرانش ظرفى از طيب « 1 » و خوشبوئيها مملو ساخته به مجلس حاضر كردند و آن جماعت دستهاى خود را بدان طيب آلوده ساخته و دست به دست اولاد عبد مناف دادند و سوگند ياد كردند كه از پاى ننشينند تا كار به كام نكنند . و هم از براى تشييد « 2 » قسم ، به خانهء مكّه در آمده دست بر كعبه نهادند و آن سوگندها را مؤكد ساختند كه هر پنج منصب را از اولاد عبد الدّار بگيرند . و از اين روى كه ايشان دستهاى خود را با طيب آلوده ساختند آن جماعت را مطيّبين خواندند ، قبيلهء بنى مخزوم بن يقظة بن مرّه و بنى سهم بن عمرو بن هصيص و بنى عدى بن كعب از انصار بنى عبد الدّار شدند و با اولاد عبد الدّار به خانهء مكّه آمده سوگند ياد كردند كه اولاد عبد مناف را به كار ايشان مداخلت ندهند و مردم عرب اين جماعت را احلاف « 3 » لقب نهادند . اما قبيلهء عامر بن لؤىّ و طايفهء محارب بن فهر كنارى گرفته با هيچ طايفه يار نشدند . بالجمله اين دو حلف در ميان عرب مشهور شد و آن دو جماعت به احلاف و مطيّبين اشتهار يافتند .

--> ( 1 ) . طيب : هر چيز خوشبو . ( 2 ) . تشييد : محكم و پابرجا كردن . ( 3 ) . جمع حلف : پيمان .