الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

77

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

سرزمين‌هاى زير نفوذ كسرى گسترش مىيابد و تمام اطراف عالم را فرا مىگيرد ! و به بادان بگوييد : اگر اسلام بياورى ، حكومتت را به تو واگذار مىكنم و پادشاهى تو را بر ايرانىزادگان « 1 » تثبيت خواهم نمود . سپس كمربندى را كه در آن قطعه‌هايى از طلا و نقره به كار رفته بود و آن را بعضى از پادشاهان « 2 » به وى هديه نموده بودند ، به خور خسرو هديه كرد و آنها از نزد وى خارج شدند . . . . ( 1 ) وقتى پيش باذان رسيدند ، اين گزارش را به آگاهى وى رساندند . او گفت : به خدا سوگند او پيامبر است . ما بايد منتظر بمانيم ، اگر سخن وى به حقيقت پيوست ، او پيامبر خدا است و الّا دربارهء او انديشهء ديگرى مىكنيم . بابويه به باذان گفت : تا كنون با مردى صحبت نكرده‌ام كه باهيبت‌تر از او باشد ! باذان از او پرسيد : آيا محافظانى هم با خود داشت ؟ جواب داد : نه . و هنوز باذان از جاى خود بلند نشده بود كه نامه‌اى از طرف شيرويه رسيد . در اين نامه آمده بود : من كسرى را نكشته‌ام مگر به خاطر سخت‌گيرىهايش در مورد فارس‌ها كه اشرافشان را مىكشت و يا به زندان مىانداخت . وقتى كه نامه‌ام به تو رسيد ، براى من از كسانى كه دست‌نشاندهء تو هستند ، بيعت بگير و مردى را كه كسرى در مورد او برايت نامه نوشته بود ؛ زير نظر بگير و با او كارى نداشته باش تا دستورى از من برسد . پس از آنكه باذان نامه را خواند ، گفت : اين مرد فرستادهء خدا است ! و اسلام آورد و كسانى از فارس‌زادگان كه در يمن بودند ، اسلام آوردند . ( 2 ) از ديگر اخبار غيبى اينكه وقتى عبد اللّه بن حذافه بازگشت و به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خبر داد كه كسرى نامه را پاره كرده است ؛ فرمود : پادشاهىاش از هم پاشيده مىشود ! و واقدى مىنويسد : شيرويه ، پدرش را در شش ساعت گذشته از شب سه‌شنبه كه ده روز از جمادى الاول سال هفتم هجرت گذشته بود ( يا ده روز باقيمانده بود ) كشت . « 3 »

--> ( 1 ) . ايرانىزادگان ( الأبناء ) ، فرزندان و نوادگان نظاميان ساسانى بودند كه همراه سيف بن ذى يزن براى نجات يمن از دست حبشىها به يمن آمده بودند . اينها در همان يمن متولد شده و عرب شده بودند . ( 2 ) . شايد كه اين كمربند از هداياى مقوقس مصر يا نجاشى حبشى بوده است . ( 3 ) . طبرى ، ج 2 ، ص 654 - 657 . نك به ساير مصادر در مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 90 - 97 . و خلاصهء اين خبر را حلبى در مناقب ، ج 1 ، ص 79 - 80 از كتاب مجالس ماطيرى و أعلام النبوة ماوردى نقل كرده است و علامهء مجلسى آن را در بحار الانوار ، ج 20 ، ص 389 - 391 و به نقل از كتاب المنتقى ، تأليف كازرونى به نقل از ابن اسحاق ، آورده ؛ چنان كه در تاريخ طبرى بدان اشاره شده است . براى مطالعهء بيشتر نگاه كنيد به مجلهء وقف ، ميراث جاويدان ، شمارهء 4 ، ص 91 - 101 . در خلال جنگ جهانى اول ، پوستى دباغى شده به ابعاد 21 31 كه از طول پاره شده بود و در آن پانزده سطر به امضاى محمد رسول اللّه به كسرى عظيم فارس وجود داشت ؛ به وسيلهء هانرى فرعون وزير خارجه وقت لبنان به مبلغ 150 ليرهء طلاى عثمانى خريدارى شد . اين پوست همچنان در -