الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
72
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
تعدادشان زياد شده بود ، شب و روز خود را در آنجا مىگذراندند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به آنها قول داد كه در حدّ توانايىاش به آنها گندم و جو و خرما و كشمش بدهد ، و مسلمانان هم با ديدن دلسوزى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نسبت به ايشان ، به آنها محبت مىكردند و صدقههاى خود را به آنها مىدادند . « 1 » ( 1 ) علت ذكر اصحاب صفّه در اين قسمت آن بوده است كه ابو هريره همراه قوم خودش ، از دوس از قبيلهء أزد كه در يمن بودند و هشتاد نفر را تشكيل مىدادند از اصحاب صفّه بودند . اينها به همراه پنجاه نفر از اشعرىها بودند كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله سهمى از غنائم خيبر را به آنها داد و عمدهء مطالبى كه در مورد اصحاب صفه نقل گرديده ، از ابو هريره مىباشد كه خود يكى از اصحاب صفّه بوده است . او مىگويد : هفتاد نفر از اصحاب صفّه را ديدم كه هيچ كدام لباس نداشتند ؛ بلكه لنگ يا عبايى را به خود پيچيده بودند و يا به گردن خود گره زده بودند ! اين در حالى بود كه بعضى از اين پارچهها تا نصف ساق پاها مىرسيد و فرد آن را با دستان خود جمع مىكرد تا شرمگاهش ديده نشود « 2 » ! هنگام غروب دور پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله جمع مىشديم و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به بعضى از اصحاب خود دستور مىداد كه يك نفر از ما يا بيشتر را با خود به منزل ببرد « 3 » ! همچنين وى گفته است : گاهى از شدت گرسنگى ، سينهام را بر زمين مىگذاشتم يا كمربندى به دور شكم خود مىبستم . روزى جلوى در خروجى مسجد نشسته بودم كه ابو بكر آمد تا برود ، من در مورد آيهاى از كتاب خدا از او سؤال كردم . من اين سؤال را مطرح نكرده بودم ، مگر براى اينكه مرا سير كند . او پاسخ مرا داد ؛ اما مرا با خود نبرد ! سپس عمر از جلويم عبور كرد و از او هم پرسشى نمودم و مقصودم اين بود كه مرا سير كند ؛ امّا او هم اقدامى نكرد « 4 » . . . برخاستم و كمى راه رفتم ؛ امّا از شدت خستگى و گرسنگى بر زمين افتادم « 5 » . . . من ميان منبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و حجرهء عايشه غش كردم و هر كسى كه وارد مىشد ، پايش را بر گردنم مىگذاشت ؛ زيرا گمان مىكرد كه من ديوانه هستم ، در حالى كه گرسنگى مرا به اين حال انداخته بود « 6 » ! ( 2 ) او مىگويد : من از افراد مىخواستم كه آيهاى از قرآن را براى من قرائت كنند - در حالى كه آن را مىدانستم - تا دلشان براى من بسوزد و مرا سير كنند . و نيكوكارترين فرد براى مسلمانان ، جعفر بن ابى طالب بود كه دلش براى ما مىسوخت و با آنچه كه در منزل داشت ما را اطعام مىكرد . . . « 7 » .
--> ( 1 ) . فروع كافى ، ج 5 ، ص 339 ، باب 21 ، ح 1 . و در آن خبر عروسى جويبر هم آمده است . ( 2 ) . صحيح بخارى ، ج 11 ، ص 416 . ( 3 ) . همان ، ج 11 ، ص 238 . ( 4 ) . فتح البارى ، ج 11 ، ص 237 - 236 . ( 5 ) . همان ، ج 9 ، ص 428 . ( 6 ) . همان ، ج 13 ، ص 159 - 260 . ( 7 ) . فتح البارى ، ج 7 ، ص 61 - 62 .