الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

46

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

كرد . هر روز جنگ را از صبح تا غروب ادامه مىداد و هنگام مغرب به لشكرگاه رجيع بازمىگشت . هر كدام از مسلمانان كه مجروح مىشدند ، اگر قادر به راه رفتن بودند ، خودشان به اردوگاه بازمىگشتند و الّا آنها را حمل كرده و در لشكرگاه مداوا مىكردند . تا اينكه خداوند پيروزى را نصيب مسلمانان كرد . ( 1 ) گفته‌اند : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هفت شبانه روز در رجيع اقامت كرد و در اين مدت عده‌اى به ترتيب مسئول حفاظت از لشكرگاه بودند . در شب ششم پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله عمر بن خطاب را مسئول حفاظت از لشكرگاه كرد . او افرادش را در اطراف لشكرگاه پخش كرد تا به نگهبانى بپردازند . كعب بن مالك تعريف مىكرد : يكى از يهوديان ساكن قلعه‌هاى نطاة در يكى از شب‌هايى كه در رجيع بوديم ، ما را صدا كرد و گفت : آيا در امان هستم كه پيش شما بيايم ؟ گفتيم ! بله . به سرعت به سوى او رفتيم . من اولين نفرى بودم كه به او رسيدم . به او گفتم : كى هستى ؟ گفت : يكى از يهوديان هستم . او را نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله برديم . او به آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله عرض كرد : آيا به من و خانواده‌ام أمان مىدهى تا راه غلبه بر يهوديان را به تو نشان دهم ؟ فرمود : بله . يهودى گفت : در حالى از قلعه‌هاى نطاة خارج شدم كه يهوديان هيچ نظم و سازماندهى نداشتند و مىخواستند قلعه را ترك كنند . ( 2 ) رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله پرسيد : به كجا مىروند ؟ گفت : به جايى بدتر از اينجا مىروند ؛ زيرا از شما بسيار ترسيده‌اند و از ترس قلب‌هايشان به طپش افتاده است ، اما اين قلعه پر از سلاح و غذاست و آنها وسايل جنگى خود را در آن نگه مىدارند . آنها اين سلاح‌ها را در يكى از اتاق‌هاى همين قلعه كه در زير زمين قرار دارد ، پنهان كرده‌اند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پرسيد : آن سلاح‌ها چيست ؟ عرض كرد : منجنيق و دو عدد قلعه خراب كن و مقدار زيادى زره و نيزه و شمشير . اگر داخل قلعه شديد - رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : ان شاء اللّه و سپس يهودى هم گفت : ان شاء اللّه - شما را به انبار اسلحه‌ها راهنمايى مىكنم ؛ زيرا هيچ كس غير از من از محل آنها آگاهى ندارد و ديگر اينكه . . . ! ( 3 ) پرسيدند : ديگر چه ؟ عرض كرد : منجنيق را بيرون بياور و آن را بر لبهء قلعهء شقّ نصب كن . همچنين افرادى را زير سپر قلعه خراب كن به پاى ديوار قلعه بفرست تا همين امروز سوراخ بزرگى در آن ايجاد كرده و آن را فتح كنند و آنگاه همين روش را در مورد قلعهء كتيبه اجرا كن . سپس آن يهودى عرض كرد : اى ابو القاسم ، خون مرا حفظ كن !