الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
35
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگامى اجازه جنگ داد كه عيينة بن حصن غطفانى همراه چهار هزار نفر از نيروهايش به سوى قوم و قبيلهء خويش بازگشتند . در نتيجه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و مسلمانان به كنارهء قلعههاى ناعم رسيدند . در اين حال يهوديان به تيراندازى به سوى آنها پرداختند . در آن روز پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دو زره و يك كلاهخود پوشيده بود . او بر اسبى به نام الظّرب سوار بود و يك نيزه و سپر در دست داشت . اصحابش اطراف وى را فراگرفته بودند و هنگامى كه به سوى آن حضرت تيراندازى مىشد ، با سپر از آن حضرت دفاع مىكردند . « 1 » ( 2 ) شيخ مفيد از اين هشام و ابن اسحاق روايت كرده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به مدت بيست و چند شب خيبر را محاصره كرد . « 2 » و در اين زمان على عليه السّلام به درد چشم مبتلا شده و قادر به جنگ نبود . يهوديان در اطراف قلعههاى خود خندق كنده بودند ، براى همين مسلمانان از كنارههاى اين خندقها به جنگ و درگيرى با آنها مىپرداختند . تا اينكه در يكى از روزها در قلعه را باز كردند و مرحب خيبرى همراه عدهاى از آن خارج شدند تا با مسلمانان مبارزه كنند . « 3 » در اين مدت على عليه السّلام به چشم درد مبتلا شده و همين او را از جنگ ناتوان نموده بود ، از اين رو رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ابو بكر را فراخواند و فرمود : بيرق را بردار و حركت كن . او همراه عدهاى از مهاجرين به مقابلهء يهوديان رفت ؛ امّا كارى از پيش نبرد و بازگشت در حالى كه نيروهاى تحت امر خود را سرزنش مىكرد و آنها هم او را سرزنش مىكردند . « 4 » ( 3 ) در اين باره ابن اسحاق با سند خود از سلمة بن اكوع ، در سيرهاش روايت كرده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ابو بكر را با بيرق خود به سوى يكى از قلعههاى خيبر فرستاد . او جنگيد و تلاش كرد ، امّا كارى از پيش نبرد و بازگشت . « 5 » ( 4 ) و واقدى با كنايه گفته است : آن حضرت بيرق خود را به يكى از مهاجرين [ ؟ ] سپرد ؛ امّا او كارى از
--> - ديگرى [ ؟ ] داد كه او هم كارى از پيش نبرد ، سپس به دنبال على عليه السّلام فرستاد كه بيايد و وقتى كه آمد ، بيرق را به او داد ، ج 2 ، ص 653 - 654 . اين در حالى است كه حديث را آنها به اين صورت نقل كردهاند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : فردا بيرق را به دست كسى خواهم داد كه . . . و شايد كه در ابتدا علم سفيد و سپس بيرق سفيد را به دست او داده است . ( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 653 . ( 2 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 125 ؛ إعلام الورى ، ج 1 ، ص 207 و به نقل از او در قصص الانبياء ، ص 347 . در سيره آمده است كه بيش از ده شب در كنار قلعه ماندند ، ج 3 ، ص 347 . ( 3 ) . مطلب با اين عبارت در سيره نيامده و در آن تعيين نشده است كه مرحب از كدام قلعه خارج شده است . البته در مغازى واقدى آمده است : او و برادرانش حارث و ياسر و اسير و عامر همگى از قلعهء ناعم بودهاند ، ج 2 ، ص 657 ، 658 ، 645 ، 649 ، 650 و 700 . ( 4 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 126 ، 125 . ( 5 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 349 .