الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
33
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) پذيرش نظر ديگران در انتخاب اردوگاه صبح روز بعد ، حباب بن منذر بن جموح نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آمد و عرض كرد : اى رسول خدا ، سلام بر تو باد . مىبينم كه در اينجا منزل كردهاى . اگر اين كار به دستور خداوند است كه بدان مأمور شدهاى ، حرفى نداريم ؛ امّا اگر به دستور خداوند نبوده است ، ما هم نظرى داريم . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : نظر خود را بگو . عرض كرد : اى رسول خدا ، زياد به قلعه نزديك شده و در جاى پر رفت و آمدى منزل كردهاى . من بيشتر از هركس ، يهوديان اينجا را مىشناسم . آنها بسيار مكّار و حيلهگر هستند . با اين وضع در ديد آنها قرار داريم و به راحتى مىتوانند ما را هدف تيرهاى خود قرار دهند . همچنين از كمين آنها در امان نيستيم ؛ زيرا ممكن است در ميان نخلستانها پنهان شوند و ناگهان بر ما حمله كنند ؛ بنابراين مصلحت آن است كه در جاى ديگرى مستقر شويم تا از تيررس يهوديان دور باشد . پيشنهاد من اين است كه دشتى را ميان خود و آنها فاصله قرار دهيم . « 1 » رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : به خواست خدا ، پس از فرا رسيدن شب نقل مكان مىكنيم . سپس محمد بن مسلمة را فرا خواند و به او فرمود : قرارگاهى كه از قلعهها فاصله داشته و عارى از بيمارى و با باشد ، پيدا كن تا در آن مستقر شويم . محمد بن مسلمه به شناسايى منطقه پرداخت تا اينكه به وادى الرجيع رسيد و آن را به عنوان قرارگاه انتخاب كرد . « 2 » ( 2 ) اسلام و امانتدارى واقدى در ادامه مىنويسد : يسار حبشى ، غلام سياه عامر يهودى بود كه گوسفندان وى را در اطراف خيبر مىچرانيد . او وقتى ديد كه يهوديان خيبر براى جنگ مهيا مىشوند از آنها پرسيد : مىخواهيد با چه كسى بجنگيد ؟ گفتند : با كسى كه گمان مىكند پيامبر است ! اين جمله ، حس كنجكاوى يسار را برانگيخت ، براى همين در زمان محاصره ، گوسفندان را به سوى اردوگاه سپاه اسلام پيش برد تا به آنها رسيد . سپس نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله رفت و پرسيد : اى محمد ، چه مىگويى و به سوى چه دعوت مىكنى ؟ فرمود : همه را به اسلام دعوت مىكنم تا شهادت بدهند : لا إله الّا اللّه ، محمد رسول اللّه .
--> ( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 643 . ( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 644 .