الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
24
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
« از محمد بن عبد اللّه امّى ، رسول خدا به يهوديان خيبر : ( 1 ) اما بعد ، همانا زمين ملك خدا است و هر كه را بخواهد وارث آن مىگرداند و عاقبت امور در دست تقواپيشگان است و لا حول و لا قوّة الّا باللّه العليّ العظيم » . اين نامه در كتاب الاختصاص كه منسوب به شيخ مفيد مىباشد « 1 » ، بدون سند از ابن عباس نقل شده و در آن آمده است : جبرئيل به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور داد تا نامهاى را به يهوديان بنويسد . آنگاه جبرئيل متن نامه را به آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله املا كرد و كاتب آن حضرت كه در آن زمان ، سعد بن ابى وقاص بود ، آن را نوشت . سپس آن را براى يهوديان خيبر فرستاد و آنها نامه را پيش رئيسشان ، عبد الله بن سلام بردند . « 2 » ( 2 ) آماده شدن براى جنگ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بعد از ارسال سه نامه و اتمام حجت ، بقيهء ماه ذى الحجّه و محرم را در سال هفتم هجرى صبر كرد ، تا جلوى هر گونه عذر و بهانهاى را گرفته باشد . آنگاه به اصحابش دستور داد تا براى جنگ آماده شوند و آنها به سرعت تمام اين كار را انجام دادند « 3 » . در اين باره نقل شده است كه ابو عبس بن جبر كه از اصحاب فقير بود ، نزد آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله آمد و عرض كرد : اى رسول خدا ، ما نفقه و ره توشه و لباس نداريم تا براى جنگ آماده شويم . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله لباس خوب و بلندى را به وى هديه كرد . ( 3 ) ابو عبس آن لباس را به هشت درهم فروخت و با نصف پول آن يك برد يمانى و به مقدار دو درهم خرما خريدارى كرد و دو درهم باقيمانده را براى خرجى به خانوادهاش داد . پس از مدتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را ديد كه آن لباس را بر تن ندارد ؛ از او پرسيد : آن لباسى را كه به تو بخشيدم چه كردى ؟ ! عرض كرد : آن را به هشت درهم فروختم و با پول آن يك برد [ يمانى ] به چهار درهم خريدم و دو درهم آن را خرما خريدم و باقيمانده را براى خرجى به خانوادهام دادم . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله تبسمى كرد و فرمود : « اى ابو عبس ، قسم به آنكه جانم در دست اوست ، اگر تو و ياران فقيرت سالم بمانيد و مدتى ديگر زندگى كنيد ، زاد و توشهء شما فراوان خواهد شد و نفقه و ارث
--> ( 1 ) . براى تحقيق بيشتر در اين زمينه به مقالات سيد محمد جواد شبيرى زنجانى در مجلهء نور علم ؛ شمارههاى 40 و 42 مراجعه شود . ( 2 ) . گفته شده است كه اسم او حصين بود تا اينكه در سال دوم هجرى ايمان آورد و پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و آله او را عبد الله ناميد ؛ بنابراين اين خبر با تمام طول و تفصيلش ، صحيح نيست . براى تحقيق بيشتر به الاختصاص ، ص 42 - 51 مراجعه كنيد . ( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 634 .